نزول آیه تطهیر و حدیث کساء


حديث كساء
ماجراى حديث كساء به طور متفاوت و در چندین مكان تكرار شده است. يك مورد آن بعد از جريان مباهله، یعنی همان سال نهم هجری، اواخر ماه ذی‌الحجه است که پيامبر و اهل‏بيت علیهم السلام در زير جامه‌ای قرار گرفتند و آيه تطهير نازل شد.
مرتبه دیگر در خانه حضرت زهرا علیهاسلام تكرار شد که حضرت زهرا علیهاسلام مى‏فرمايند: روزى پدرم بر من وارد شده و فرمودند: «احساس ضعف مى‏كنم. جامه‌ای برايم بياور.» آوردم و ايشان خود را پوشاند، درحالى كه صورتشان مى‏درخشيد.
 اندكى كه گذشت فرزندم حسن علیه السلام آمد و سؤال كرد: بوى خوشى به مشامم مى‏رسد. گفتم: بله، بوى جدّ توست. او رفت و به پيامبرصلی الله علیه وآله وسلم سلام كرد و كنار ايشان زير كساء قرار گرفت. سپس فرزندم حسين علیه السلام آمد و به همان ترتيب او نيز كنار جدّ خود قرار گرفت.
سپس اميرالمؤمنين علیه السلام آمدند و ایشان نيز به زير كساء رفت. من نيز اجازه گرفته و كنار آن‌ها زير كسآء نشستم. آن‌گاه پيامبر دو طرف كساء را گرفته و به سمت آسمان اشاره كرده و فرمودند: «خدایا، اين‌ها اهل‏بيت من هستند، گوشت و خون آن‌ها گوشت و خون من است و...»
خداوند فرمود: اى ملائكه، من هستی‏ را نيافريدم، مگر به خاطر محبت اين پنج نفر. جبرئيل پرسيد: آن‌ها چه كسانى هستند؟ خداوند فرمود: «هُمْ فاطِمةُ وَ اَبوها و بَعلُها و بَنوها؛ فاطمه است و پدر فاطمه، فاطمه است و شوهر فاطمه، فاطمه است و پسران فاطمه».
جبرئيل از خدا و رسول خدا اجازه گرفت و با افتخار وارد كسآء شد و گفت: خداوند مى‏فرمايد:
إِنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرًا؛  خدا اراده قطعی فرموده که شما اهل‌بیت از هر گونه آلودگی و نقصی به طور کامل پاک و مطهر باشید.
و فرمودند: هركس اين داستان را در محفلى بيان كند، خداوند رحمت و غفران خود را نازل مى‏كند. و اگر اندوهگینی در آنجا باشد، اندوه او را برطرف مى‏كند و حاجات او را برآورده می‌سازد.
سندهای اين حديث، سندهای معتبرى است كه در جاى خود به آن پرداخته شده است و علمای شیعه و سنی بر آن‌ها اعتماد کرده و پیوسته این حدیث را به گونه‌های مختلف نقل کرده‌اند و یاد آوری این حدیث را وسیله نزول رحمت الهی می‌دانند.
مرحوم آیت الله بهاالدینی و مرحوم آیت الله بهجت پیوسته به قرائت این حدیث سفارش می‌فرمودند.

 نزول آيه تطهير

پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله وسلم مكرّر و به مناسبت‏هاى مختلف آيه تطهیر را براى مردم قرائت كرده‏اند. مفسِّرین ، نزول اين آيه را در بیست و چهارم ذى‌الحجه دانسته‏اند. اين آيه سند بسیار مهمّی در بیان عصمت و عظمت اهل‏بيت علیهم السلام است.
خداوند در بخشی از آيه 33 سوره احزاب مى‏فرمايد:
إِنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرًا؛ خداوند اراده قطعی فرموده که شما اهل‌بیت از هرگونه آلودگی و نقصی به طور کامل پاک و مطهَر باشید.
 یعنی شما اهل بیت به اراده و خواست قطعی خدا در عالی¬ترین درجه کمال و طهارت قرار داده شده‌اید.
*نکات آیه: پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:
يَا عَلِيُ‏ هَذِهِ‏ الْآيَةُ نَزَلَتْ‏ فِيكَ‏ وَ فِي‏ سِبْطَيَّ‏ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِك‏؛  ای علی، این آیه در باره تو و دو نوه من حسن وحسین و پیشوایانِ از فرزندان تو نازل شده است.
لفظ «يُريد» و «لِيُذهب» و «يُطِهركم» همه صيغه مضارع‌اند و دلالت بر استمرار و دوام اين اراده و اين إذهاب و اين طهارت از جانب خداوند دارند.
كلمه «يطهركم » بر طهارتى مطلق دلالت مى‏كند كه از حد فكرهای ما بيرون است. یعنی نهائی ترین درجه ی پاکی و طهارت!
اين آيه دلالت کاملی بر افضليت اهل‏بيت علیهم السلام نسبت به ديگران دارد. عصمتى كه از اين آيه اثبات مى‏شود، فوق عصمت دیگر أنبيآء و أوليآست؛ زیرا معنایش طهارت کامل از هر گونه آلودگی و نقصی است. یعنی اهل بیت علیهم السلام در عالی ترین حدّ کلام و طهارت و عصمت قرار داده شده اند ! و مظهر عصمت و عظمت حضرت حق می باشند!
این آیه همچنین دليل بر عصمت مطلق و علم بى‏كران و افضليت ایشان بر ما سِوَى الله‏ است و خداوند اين كرامت را با علم خود و حكمت بى‏انتهايش فقط به چهارده معصوم علیهم السلام عنايت كرده است و در اين زمينه هيچ‌كس با آن‌ها شریک نيست؛ نه ملك مقرب و نه نبى مرسل و نه بنده مؤمنی.
برای آن‌که این آیه شریفه را کسی به نفع دیگران تفسیر و مصادره نکند، پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم دست‌کم شش یا نُه ماه هر روز صبح قبل از نماز صبح مقابل در خانه حضرت علی علیه السلام و حضرت زهرا علیهاسلام می ایستاد و دستانش را به دو طرف در خانه قرار می‌داد و آیه تطهیر را قرائت می‌کرد و می‌فرمود: «الصَّلاة رَحِمَکُم الله » (یعنی آمادۀ برپایی نماز شوید ای خاندان عصمت و طهارت!) تا همه بدانند این آیه شریفه در حق اهل این خانه نازل شده است.


يكى از آياتى كه دلالت بر طهارت و عصمت اهل بيت عليهم‏السلام دارد آيه تطهير است كه در ضمن حديث كساء نازل شده است.
«إِنَّما يُريدُ اللّه‏ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرًا»
پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مكرّرا و به مناسبت‏هاى مختلف آيه‏ى تطيهر را براى مردم قرائت كرده‏اند، نزول اين آيه را در 24 ذى الحجه دانسته‏اند. اين آيه منبع جوشان معارف اهل‏بيت عليهم‏السلام است. خداوند اين آيه را در بين آياتى در قرآن قرار داده است تا استفاده‏ى از آن بيشتر شود.
خداوند در قسمتى از آيه 33 سوره احزاب مى‏فرمايد: «إِنَّما يُريدُ اللّه‏ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرًا»
در اين آيه كلمه «انّما» دلالت در حصر در اراده مى‏دهد نوع خاصّى از اراده و آن هم فقط براى افراد خاصى (اهل‏بيت) مى‏باشد، خداوند اراده كرد كه همه‏ى بشريت پاك باشند و پاك از دنيا بروند كه به آن اراده‏ى تشريعى مى‏گويم اما در مورد طهارت اهل‏بيت عليهم‏السلام مى‏رساند اراده‏ى غير تشريعى و از نوع اراده‏ى تكوينى است و اين كه مى‏فرمايد: «يريد اللّه‏» يعنى خداوند اراده كرده است و اين طهارت اعطائى است نه اكتسابى. و امام رضا عليه‏السلام هم مى‏فرمايد: «من غير اكتساب» ؛ يعنى ما آن را كسب نكرديم خداوند به ما هبه كرد.
نكته‏ى ديگر آن كه «ليذهب» يعنى خداوند دفع كرد نه رفع و اهل‏بيت عليهم‏السلام هيچ گاه متلبس به رجس نبودند و از اول پاك بودند و «الف و لام » الرجس چه جنس باشد و چه استغراق تمام رجس را شامل مى‏شود و وقتى تمام رجس دفع شود عصمت مطلق حاصل است.
كلمه اهل البيت چون منصوب به اختصاص است مى‏رساند كه اين حكم فقط در مورد اهل‏بيت عليهم‏السلام است و ديگران را شامل نمى‏شود و در روايات آمده است مراد از اهل‏بيت عليهم‏السلام چهارده معصومند.
پيامبر اكرم  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمودند:
يا عليّ هذه الآية نزلت فيك وفي سبطى و الائمّة من ولدك.
و لفظ «يريد» و «ليذهب» و «يطهركم» همه صيغه‏ى مضارع اند و دلالت بر استمرار و دوام اين اراده و اين اذهاب و اين طهارت از جانب خداوند مى‏كند كلمه‏ى «يطهركم» دليل بر طهارتى بالاتر از اذهاب رجس و كلمه‏ى تطهيرا،
طهارتى مطلق را دلالت مى‏كند كه از حدّ فكرها بيرون است. (اصل آن است كه هر كلمه تأسيس معنا مى‏كند مگر بر خلاف آن دليل داشته باشم.)
آيه‏ى تطهير دليل بر عصمت مطلق و علم بى‏كران و افضليت بر ما سوى اللّه‏ دارد و خداوند اين كرامت را با علم الهى خود و حكمت بى‏انتهايش فقط به چهارده معصوم عليهم‏السلام عنايت كرده و در اين زمينه هيچ كس با آنها قابل مقايسه نيست نه ملك مقرب و نه نبى مرسل و نه بنده مؤمن، اختصاصات اهل‏بيت عليهم‏السلام دليل بر اين نيست كه آنها بشر نيستند، بلكه بشرى هستند كه اين صفات را نيز دارند.

حديث كساء
ماجراى حديث كساء اين گونه اتفاق افتاد كه رسول اللّه‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم، امير المؤمنين عليه‏السلام، امام حسن و امام حسين عليهماالسلام وارد خانه فاطمه زهرا عليهاالسلام شدند و همگى همراه صديقه طاهره عليهاالسلام در زير كسايى يمانى كه متعلق به پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم بود جمع شدند.
وقتى كه اين اجتماع پنج نفرى كامل شد پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم با دست اشاره به آسمان نمود و كسانى كه در زير كساء بودند را به عنوان اهل بيت خود معرفى كرد و كلماتى فرمود كه در ضمن آنها خبر از طهارت ايشان بود.
ام سلمه كه در آنجا حضور داشت از پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم در خواست كرد كه همراه آنها به زير كساء رود ولى پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم اجازه نداده فرمود: «تو بانوى خوبى هستى، اما اجازه ورود به كساء را ندارى».

نزول آيه تطهير
سپس خداوند جبرئيل را با آيه تطهير نازل نمود. جبرئيل نزد رسول اللّه‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم آمده اين آيه شريفه را آورد: «انما يريد اللّه‏ ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا» : « خداوند اراده فرموده كه هر پليدى را از شما اهل بيت دور گرداند و شما را پاك و پاكيزه گرداند».  

طبق اعتراف فريقين و دلالت حديث كساء اهل بيت پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم همان كسانى هستند كه در زير كساء بودند و كس ديگرى نمى‏تواند جزو آنها باشد چنانچه ام سلمه ـ كه زن پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم است ـ خواست جزو آنها باشد ولى حضرت اجازه نفرمود.

تطهير مطلق
نكته ديگر در آيه تطهير كلمه «الرجس» است كه الف و لام در آن دلالت بر جمع دارد. بنابراين معنا اينگونه مى‏شود كه تمامى رجس‏ها و پليدى‏ها به طور مطلق از اهل بيت عليهم‏السلام دور شده است. يعنى همه پليدى، عيب‏هاو نقص‏هاى ظاهرى، باطنى، ذاتى و... از ايشان نفى شده است. و تأكيد «يطهركم تطهيرا» مؤيد اين مطلب است.
حديث كساء از احاديث مشهور بين فريقين است كه اكثر مورخين آن را نقل كرده‏اند. رازى از علماى اهل سنت در مورد آن مى‏گويد: اهل تفسير و حديث بر صحت آن متفق هستند.  
بعضى اسانيد حديث كساء
عبارت است از:
كتب خاصه
كافى (شيخ كلينى) ج 1 ص 287. الطرائف (سيد بن طاوس) ص 116. وافى ج 2 ص
270. بحار الانوار ج 35 ص 211. الغدير ج 6 ص 170. تفسير برهان ج 2 ص 106.
جامع احاديث الشيعة ج 1 ص 187. نور الثقلين ج 1 ص 503. عوالم العلوم ج 11 / 2
ص 927.

كتب عامه
مسند احمد ج 1 ص 331. معجم الكبير (طبرانى) ج 12 ص 77. فتح البارى ج 7
ص 104. فتح القدير (شوكانى) ج 4 ص 279. مستدرك (حاكم) ج 2 ص 416. تفسير
ابن كثير ج 3 ص 493. تفسير آلوسى ج 22 ص 14. در المنثور ج 5 ص 198. تحفة
الاحوذى ج 9 ص 48. امتاع الاسماع ج 5 ص 385. تفسير ثعلبى ج 8 ص 40.


در روز مباهله وقتى پيامبر على، فاطمه، حسن و حسين عليهم‏السلام را در كنار هم ديد، آيه تطهير را خواند.
اكنون نوبت آن است تا درباره آيه تطهير سخن بگويم.
در جستجوى خانه فاطمه عليهاالسلام هستم، آيا مى‏توانم نشانه‏اى از آن پيدا كنم؟ شنيده‏ام خانه فاطمه عليهاالسلام داخل ضريح پيامبر است، چقدر خوب بود مى‏توانستم محدوده آن خانه را بشناسم.
سؤل مى‏كنم، از گمشده خويش مى‏پرسم، به من مى‏گويند كه اگر از «درِ جبرئيل» وارد مسجد پيامبر شوم، مى‏توانم درِ ضريح پيامبر را ببينم. درى از جنس فولاد كه قفلى بر آن زده‏اند. حدود دو متر بعد از اين در، درِ خانه فاطمه است.
از در جبرئيل وارد مسجد پيامبر مى‏شوم، نگاهم به ضريح مى‏افتد، جلو مى‏روم، كنار درِ ضريح مى‏نشينم و به فكر فرو مى‏روم، اينجا اكنون جزء مسجد شده است، امّا در زمان پيامبر اينجا قسمتى از كوچه بوده است. به راستى من كجا آمده‏ام؟ بايد به تاريخ سفر كنم، به سال پنجم هجرى...
* * *
در خانه باز مى‏شود، فاطمه عليهاالسلام در حالى كه ظرف غذايى را در دست دارد از در خانه خارج مى‏شود و به سوى خانه پدر مى‏رود، (اين غذا از آب و آرد و روغن تهيّه شده است و با خرما شيرين شده است).
فاطمه عليهاالسلام در خانه پدر را مى‏زند، اُمّ‏سَلمه در را باز مى‏كند، او همسر پيامبر است. به فاطمه عليهاالسلام خوش‏آمد مى‏گويد، اُمّ‏سَلمه به فاطمه عليهاالسلام علاقه زيادى دارد. اكنون فاطمه عليهاالسلام نزد پدر مى‏رود، او به پدر سلام مى‏كند، پدر جواب سلام او را به گرمى مى‏دهد و به احترام فاطمه عليهاالسلام از جا برمى‏خيزد و او را مى‏بوسد، گويا همه دنيا را به اين پدر داده‏اند، فاطمه عليهاالسلام به ديدار پدر آمده است!!
فاطمه عليهاالسلام مى‏گويد:
ــ پدر جان! براى شما غذايى آماده كرده‏ام.
ــ دخترم فاطمه! از تو ممنونم. چرا اين‏گونه براى من زحمت مى‏كشى.
ــ من كارى نكردم پدر جان!
ــ فاطمه جانم! پس على و حسن و حسين كجا هستند؟
ــ آن‏ها در خانه هستند.
ــ برو و آن‏ها را همراه خود به اينجا بياور تا اين غذا را با هم بخوريم.
ــ چشم پدر جان!
اكنون فاطمه اجازه مى‏گيرد و به خانه برمى‏گردد.
* * *
اى پيامبر! چگونه است كه تو فاطمه‏ات را مى‏بوسى؟
فاطمه من مرا ياد سيب بهشت مى‏اندازد. شبى كه به آسمان‏ها سفر كردم، سفر معراج! هفت آسمان را پشت سر گذاشته بودم و در بهشت مهمان بودم.
آن شب، بوى خوشى به مشامم رسيد. نگاهى به اطراف خود كردم و پرسيدم: اين بوى خوش از چيست كه تمام بهشت را فرا گرفته و بر عطر بهشت، غلبه كرده است؟
مدهوش آن بو شده بودم. از جبرئيل سؤل كردم: اين عطر خوش چيست؟ جبرئيل گفت: اين بوى سيب است ! سيصد هزار سال پيش، خدا سيبى را با دست خود آفريد. اى محمّد ! سيصد هزار سال است كه اين سؤل براى ما بدون جواب مانده است كه خداوند اين سيب را براى چه آفريده است؟
همه مى‏خواستند به راز خلقت اين سيب پى ببرند.
ناگهان دسته‏اى از فرشتگان نزد من آمدند. آنان همراه خود همان سيب را آورده بودند. آن‏ها به من گفتند: اى محمّد ! خدايت سلام مى‏رساند و اين سيب را براى شما فرستاده است.
آرى، من آن شب مهمان خدا بودم و خدا مى‏دانست از مهمان خود چگونه پذيرايى كند. آن شب فرشتگان به راز خلقت سيب پى نبردند، آنان بايد صبر مى‏كردند تا من آن سيب را بخورم و بعد از آن، فاطمه، پا به عرصه گيتى گذارد، آن وقت، رازِ خلقت اين سيب براى همه معلوم مى‏شود.
آرى، فاطمه بوى بهشت مى‏دهد، من هر وقت مشتاق بهشت مى‏شوم، فاطمه‏ام را مى‏بوسم.
* * *
لحظاتى بعد، فاطمه عليهاالسلام در حالى كه دست حسن و حسين عليهماالسلام را گرفته است وارد خانه پيامبر مى‏شود، على عليه‏السلام نيز پشت سر آن‏ها مى‏آيد، آن‏ها وارد خانه پيامبر مى‏شوند و به پيامبر سلام مى‏كنند و جواب مى‏شنوند، پيامبر با ديدن آن‏ها بسيار خوشحال مى‏شود، او حسن و حسين عليهماالسلام را در آغوش مى‏گيرد و آنان را مى‏بوسد. فكر كنم امروز اُمّ‏سَلمه روزه باشد، او مشغول خواندن نماز است، پيامبر و على و فاطمه و حسن و حسين عليهم‏السلام سر سفر