بیان حدیث منزلت

..

حديث منزلت
يكى از احاديث مهمى كه پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم در طول عمر شريفش چندين بار و به مناسبت‏ هاى گوناگون بيان فرمودند، «حديث منزلت» است كه در كتب حديثى فريقين آمده است.
در خطابه غدير نيز پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم به اين مطلب تصريح فرموده آنجا كه مى ‏فرمايد :
«جبرئيل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوند مرا مأمور كرد كه در اين محل اجتماع بپا خيزم و بر هر سفيد و سياهى اعلام كنم كه على بن ابى طالب برادر من و وصى من و جانشين من بر امتم و امام بعد از من است. نسبت او به من همانند نسبت هارون به موسى است جز اين كه پيامبرى بعد از من نيست...».
پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم در اين حديث شريف، امير المؤمنين عليه ‏السلام را نسبت به خودش همانند هارون نسبت به موسى بيان مى ‏فرمايد. يعنى همان گونه كه هارون نسبت به موسى بود، على بن ابى طالب عليهم‏السلام نسبت به من است.  طبق آيات شريفه قرآن كريم هارون خليفه و وزير حضرت موسى عليه‏ السلام بوده، و هم چنين نبى نيز بوده است.
قرآن كريم مى ‏فرمايد:  «ووهبنا له من رحمتنا أخاه هارون نبيا»: «به رحمت خويش برادرش هارون پيامبر را به او بخشيديم».
«واجعل لى وزيرا من أهلى هارون أخى»: «وزيرى از خويشانم برايم قرار ده، هارون برادرم را».
«و قال موسى لاخيه هارون اخلفنى فى قومى» : «موسى به برادرش هارون گفت: در ميان قوم من جانشين باش».   
در اين حديث تمامى نسبت ‏هايى كه بين آن دو بوده تثبيت مى ‏شود جز اين كه بعد از پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم نبى نيست و نبوت به رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم ختم مى ‏شود. پس حضرت على عليه ‏السلام خليفه بلا فصل و وزير پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم است كه اين حديث دلالت صريح بر آن دارد. لذا بنابر حديث منزلت تمامى كسانى كه عقيده ‏اى جز اين كه امير المؤمنين عليه ‏السلام خليفه بلافصل پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم است دارند عقيده شان باطل است و در ضلالت و گمراهى هستند.


اهميت حديث منزلت
همان طور كه گفته شد پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم در طول زندگانى شريفشان چندين بار مضمون حديث منزلت را بيان كردند كه اين حاكى از اهميت بسيار زياد آن نزد رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم بوده است، مسلمانان هم بارها اين مطلب را از پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم شنيدند. اميرالمؤمنين عليه ‏السلام نيز در بعضى از احاديث مناشده به حديث منزلت استدلال كرده‏ اند. امامان معصوم عليهم ‏السلام و اصحابشان نيز در مواردى به اين حديث تمسك جسته ‏اند كه همه اين ها نشان دهنده اهميت آن است.

  
تأكيد بر حديث منزلت
يكى دیگراز مناسبت‏ هايى كه پيامبراكرم  صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم در آن حديث منزلت را بيان فرمودند هنگامى بود كه لشكر اسلام از مدينه به سمت تبوك حركت مى‏ كرد و پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم حضرت على عليه‏السلام را به عنوان جانشين در مدينه قرار داد و منافقين شروع به شايعه پراكنى كردند كه پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم، على عليه ‏السلام را دوست نداشته و با خود نبرده است. حضرت على عليه‏ السلام خود را به پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم رساند و اين شايعه منافقين را براى ايشان مطرح نمودند و پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم فرمودند: اى على، تو براى من مانند هارون براى موسى هستى. و پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم در كلامى فرمودند:  فإنّه منّي وأنا منه وهو منّي بمنزلة هارون من موسى الاّ أنّه لا نبيّ بعدى.  
و در خطبه ‏ى غدير نيز پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم اين حديث را تكرار نموده و اين گونه فرمودند:  إنّ عليّ بن أبي طالب أخى و وصیّی وامام من بعدي الّذي محلّه منّي محلّ هارون من موسى الاّ أنّه لا نبيّ بعدي و هو وليّكم من بعد اللّه‏ و رسوله. به درستى كه حضرت على عليه ‏السلام برادر و وصى و جانشين من است او بعد از من امام شماست و جايگاه او نسبت به من مانند جايگاه هارون نسبت به موسى است ولى بعد از من پيامبرى نخواهد آمد و بعد از خدا و رسول خدا او مولاى شماست.


شباهت ‏هاى حضرت على عليه‏ السلام و حضرت هارون عليه ‏السلام

۱.  امكان انكار آن از سوى مخالفان؛ با غيبت چهل روزه‏ ى حضرت موسى مردم مرتد شدند و گوساله پرست شدند و بعد از پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم هم «ارتدّ النّاس الاّ ثلاثة».
۲ . نص بر خلافت «وَ قالَ مُوسى ِلأَخيهِ هارُونَ اخْلُفْني في قَوْمي»  حضرت موسى به جانشينى برادرش حضرت هارون تصريح كرد. پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم هم در غدير فرمودند: «من كنتُ مولاه فهذا عليّ مولاه».
۳ . حضرت هارون وزير حضرت موسى است «وَ اجْعَلْ لي وَزيرًا مِنْ أَهْلي * هارُونَ أَخي»  حضرت على عليه ‏السلام نيز مقام وزارت را دارند. وزير به كسى گفته مى ‏شود كه در نبود امير تمام مسؤليت ‏هاى او را متّصدى شود.
۴ . هارون برادر موسى است «هارُونَ أَخي» و پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم هم در روزى كه پيمان برادرى بين اصحاب ذا مى‏ بستند بين خود و حضرت على عليه ‏السلام عقد برادرى برقرار كردند وفرمودند: «يا عليّ أنت أخي في الدنيا والآخرة».
۵ . در اين روايت تمام منزلت‏ هاى پيامبر براى حضرت على عليه ‏السلام اثبات شده است؛ الا نبوت. بنا بر این همان گونه كه پيامبر معصوم مى ‏باشند، حضرت اميرالمؤمنين عليه ‏السلام هم مقام عصمت دارند.(مانند عصمت حضرت موسی و هارون علیهما السلام)
۶ . در ابتدا پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم فرمودند: «إنّه منّي وأنا منه»  و اين تفسير همان عبارت «انفسنا» در آيه مباهله است كه آنها دو وجود مقدس و يك گوهر هستند عبارت «إنّه منّي وأنا منه» همان «أنا و علي من شجرة واحدة»  مى ‏باشد.
۷ . همان گونه كه هارون فرمود: «إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُوني وَ كادُوا يَقْتُلُونَني»  «اين قوم مرا به استضعاف كشاندن و نزديك بود مرا بكشند» حضرت على عليه ‏السلام نيز بعد از جريان سقيفه همين آيه را درباره خود قرائت فرمودند.
۸ . همان گونه كه حضرت هارون براى حفظ دين نوپاى حضرت موسى عليه ‏السلام مجبور شد در برابر  گوساله پرستى بنى اسرائيل شمشير نكشد و فرمود: «إِنّي خَشيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَني إِسْرائيلَ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلي» حضرت على عليه‏ السلام هم براى جلوگيرى از اختلاف در امت نوپاى اسلام مجبور شد قیام نکند.
۹ . همان گونه كه حضرت هارون مى ‏فرمود: «فَاتَّبِعُوني وَ أَطيعُوا أَمْري»  حضرت على  عليه ‏السلام نيز به هنگام غصب خلافت به مردم مى ‏فرمودند: «از من اطاعت كنيد و يارى ‏ام كنيد و حتى حضرت زهرا و امام حسن و امام حسين عليهم ‏السلام را به در خانه ‏ى مهاجر و انصار برده و يارى مى ‏طلبيدند.
۱۰ . همان گونه كه حضرت موسى به هارون فرمود: «وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبيلَ الْمُفْسِدينَ»  وقتى در شوراى شش نفره با حضرت على عليه ‏السلام شرط كردند كه طبق دستور خدا و سنّت پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم و روش دو خليفه قبلى حكومت كن. آن حضرت فرمودند: طبق روش خدا و سنت پيامبر و اجتهاد خودم عمل مى‏ كنم و بيعت مفسدين را نپذيرفتند.
۱۱ . همان گونه كه مردم در زمان هارون به گوساله ‏ى سامرى امتحان شدند در روايت وارد شده است: «إنّه سامريّ هذه الاُمّة وإنّ صاحبه عجلها». 
۱۲ . بر كسانى كه حضرت هارون را رها كرده و گوساله ‏پرستى را پذيرفتند، غضب خداوند واقع شد و ذلّت در حيات دنيا را پذيرفتند. «إِنَّ الَّذينَ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ سَيَنالُهُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ ذِلَّةٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا»  كسانى هم كه حضرت على عليه ‏السلام را رها كردند همان سرنوشت را خواهند داشت.
۱۳ . حضرت هارون سه پسر داشت شَبَر شُبَيْر شُبّر، حضرت على عليه ‏السلام هم سه فرزند داشت: حسن و حسين و محسن عليهم ‏السلام.
۱۴ . هم چنان که با وجود هارون، پيروى از سامرى حتى اگر هم بتواند كار خارق العاده ‏اى انجام دهد، بيرون رفتن از توحيد است، با وجود حضرت على عليه ‏السلام نيز پيروى از ديگران بيرون رفتن از توحيد است.
۱۵ . كلمه «وَ أَشْرِكْهُ في أَمْرى»  نشان مى ‏دهد كه هارون شريك در رسالت است و حديث منزلت مى ‏رساند كه اميرمؤمنان عليه ‏السلام شريك رسالت پيامبر مى ‏باشد.

روايان حديث منزلت
برخى از راويان حديث منزلت عبارتند از:
امير المؤمنين عليه ‏السلام، عبد اللّه‏ بن عباس، جابر بن عبد اللّه‏ انصارى، عبد اللّه‏ بن مسعود، سعد بن ابى وقاص، عمر بن الخطاب، ابو سعيد خدرى، براء بن عازب، جابر بن سمرة، أبو هريره، مالك بن حويرث، زيد بن ارقم، أبو رافع، حذيفة بن اسيد، انس بن مالك، عبد اللّه‏ بن أوفى، ابو ايوب انصارى، عقيل بن ابى طالب، ام سلمه و...  .

برخى اسانيد حديث منزلت كه در كتب فريقين آمده است عبارتند از:


كتب خاصه
محاسن (برقى) ج 1 ص 159. كافى (شيخ كلينى) ج 8 ص 107. دعائم الاسلام ج 1 ص 16. امالى (شيخ صدوق) ص 156. تحف العقول ص 430. كتاب سليم ص 135. دلائل الامامة ص 19.


كتب عامه
مسند احمد ج 1 ص 170 و 179. صحيح بخارى ج 4 ص 208. صحيح مسلم ج 7 ص 120 و 121. سنن ابن ماجه ج 1 ص 43 ـ 45. سنن ترمذى ج 5 ص 302. فضائل الصحابه (نسائى) ص 13 ـ 14. مستدرك (حاكم) ج 2 ص 337. سنن الكبرى ج 9 ص  40. مجمع الزوائد ج 9 ص 109. فتح البارى ج 7 ص 60.

****************************************************************************

مستندات

۱. كافى: ج1 ص293.
۲ . المستدرك على الصحيحين: ج3، ص14.
۳ .  بحار الانوار: ج4، ص165.
۴ .  المستدرك للحاكم: ج3، ص133.
۵ .  احتجاج: ج1، ص73.
۶  . سوره مريم: 53.
۷  . سوره طه: 29.
۸ . سوره اعراف: 142.
۹  . صراط المستقيم ج 2 ص 158، ج 3 ص 78.
۱۰ . كافى: ج8، ص108.
۱۱ . تفسير عيّاشى: ج1، ص332.
۱۲ .  احتجاج طبرسى: ج 2 ص 62، خطبه غدير.
۱۳ . بحار الانوار: ج64، ص165.
۱۴ .  سوره اعراف: 142.
۱۵ . سوره طه: 30.
۱۶ . كشف الغمّه فى معرفة الائمه: ج 1 ص 384.
۱۷ . كافى 5: ج 1 ص 270.
۱۸ . عيون اخبار الرضا: ج 2 ص 63.
۱۹ . سوره اعراف: 150.
۲۰ .  سوره طه : 14.
۲۱ . سوره طه : 90.
۲۲ . سوره اعراف : 142.
۲۳ . احتجاج طبرسى: ج 1 ص 172.
 ۲۴ . سوره اعراف: 152.
۲۵ . سوره طه : 32.

..


جایگاهی مانند هارون برای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

سپاه مسلمانان آماده‌ی رفتن به نبرد تبوک بود. پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام را به‌ عنوان جانشین خود در مدینه گذاشتند. سپاه آرام آرام از شهر خارج می‌شد. اشک در چشمان علی علیه السلام حلقه زده بود. این نخستین باری بود که حضرت علی علیه السلام به‌ همراه سپاه نمی‌رفت.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از تصمیم منافقان آگاه بود. آن‌ها قصد داشتند که از نبود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و علی علیه السلام سوء استفاده کنند و مدینه را به آشوب بکشند. برای همین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با جانشین ساختن حضرت علی علیه السلام توطئه‌ی آن‌ها را نقش بر آب کرده بود. منافقان که از این کار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بسیار خشمگین بودند، شروع به شایعه‌ پراکنی کردند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حضرت علی علیه السلام را دوست نداشته و او را همراه خود نبرده‌ است.
هنوز پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از شهر دور نشده‌ بودند که حضرت علی علیه السلام خود را به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رساند و موضوع را به رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم گفت. پیامبر اکرم صلی الله  علیه و آله و سلم فرمودند: ای علی! تو برای من مانند هارون برای موسی هستی. جز آن‌ که قرار نیست پس از من پیامبری باشد.
حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم به مناسبت‌های مختلف بارها این سخن را فرمودند که جایگاه علی علیه السلام برای من مانند هارون است برای موسی علیه السلام؛ یعنی که او جانشین من است. جز آن‌که پیامبری پس از من نیست.

نکته ها:
۱. هارون برادر موسی علیه السلام بود؛ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام را بارها برادر خود خوانده‌ بود.
۲. هارون پیامبر خدا بود. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: علی علیه السلام مانند هارون است؛ اما قرار نیست بعد از من پیامبری باشد. یعنی اگر قرار بود بعد از حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم پیامبری باشد؛ آن فرد حضرت علی علیه السلام بود.
۳. علی علیه السلام مانند هارون معصوم است؛ یعنی هیچ اشتباهی ندارند.
۴. بنی اسرائیل با پیروی نکردن از حضرت هارون علیه السلام گمراه شدند و از دین خدا خارج شدند؛ پیروی نکردن از حضرت علی علیه السلام انسان را گمراه و بی‌دین می‌کند.
۵. حضرت موسی علیه السلام از خدا خواست که هارون علیه السلام را در رسالتش شریک گرداند، خدا هم این خواسته‌ی او را پذیرفت. پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم به دستور الهی، حضرت علی علیه السلام را شریک و وزیر و جانشین خود معرفی کرد.

 به منزله‌ی هارون

به دلیل پیروی نکردن از حضرت علی علیه السلام انحرافی بزرگ در دین ایجاد شد؛ دشمنان علی علیه‌السلام نگذاشتند مردم زیبایی های دین خدا را ببینند. این جایگاه بلند امیرالمؤمنین علیه السلام را همه‌ی امامان دارند. امام زمان علیه السلام در عصر ظهور زیبایی دین خدا را به انسان‌ها نشان خواهند داد. امام زمان علیه السلام هم مانند امیرالمؤمنین علیه السلام جانشین رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و امام و معصوم است. در روز ظهور رسوایی سامری های دوران برای همه روشن خواهد شد.

حدیث منزلت
آیات
الأعراف ۱۴۲ : وَ واعَدْنا مُوسى‏ ثَلاثينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ ميقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعينَ لَيْلَةً وَ قالَ مُوسى‏ لِأَخيهِ هارُونَ اخْلُفْني‏ في‏ قَوْمي‏ وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبيلَ الْمُفْسِدين‏


طه ۳۱ الی ۳۴: وَ اجْعَلْ لي‏ وَزيراً مِنْ أَهْلي‏  هارُونَ أَخي‏  اشْدُدْ بِهِ أَزْري  وَ أَشْرِكْهُ في‏ أَمْري (32) كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثيراً  وَ نَذْكُرَكَ كَثيراً 

الأعراف ۱۵۰ : وَ لَمَّا رَجَعَ مُوسى‏ إِلى‏ قَوْمِهِ غَضْبانَ أَسِفاً قالَ بِئْسَما خَلَفْتُمُوني‏ مِنْ بَعْدي أَ عَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ وَ أَلْقَى الْأَلْواحَ وَ أَخَذَ بِرَأْسِ أَخيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ قالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُوني‏ وَ كادُوا يَقْتُلُونَني‏ فَلا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْداءَ وَ لا تَجْعَلْني‏ مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمين‏

الأعراف ۱۵۲ : إِنَّ الَّذينَ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ سَيَنالُهُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ ذِلَّةٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُفْتَرين‏

روایات
تفسير فرات الكوفي ؛ ص248
 حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ مُوسَى [قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ ثَابِتٍ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ شُعْبَةَ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنِ الْحَكَمِ‏] عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: أَخَذَ النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله و سلم يَدِي وَ يَدَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام فَعَلا بِنَا إِلَى ثَبِيرٍ ثُمَّ صَلَّى رَكَعَاتٍ ثُمَّ رَفَعَ يَدَيْهِ إِلَى السَّمَاءِ فَقَالَ اللَّهُمَّ إِنَّ مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ سَأَلَكَ وَ أَنَا مُحَمَّدٌ نَبِيُّكَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَشْرَحَ لِي صَدْرِي وَ تُيَسِّرَ لِي أَمْرِي وَ تُحَلِّلَ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي لِيَفْقَهُوا قَوْلِي‏ وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي‏ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ‏ أَخِي. اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي‏ قَالَ فَقَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ [رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ‏] سَمِعْتُ مُنَادِياً يُنَادِي يَا أَحْمَدُ قَد أُوتِيتَ مَا سَأَلْتَ قَالَ فَقَالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله و سلم لِعَلِيٍّ يَا أَبَا الْحَسَنِ ارْفَعْ يَدَكَ إِلَى السَّمَاءِ فَادْعُ رَبَّكَ وَ اسْأَلْهُ [وَ سَلْ‏] يُعْطِكَ فَرَفَعَ [عَلِيٌ‏] يَدَهُ إِلَى السَّمَاءِ وَ هُوَ يَقُولُ اللَّهُمَّ اجْعَلْ لِي عِنْدَكَ عَهْداً وَ اجْعَلْ لِي عِنْدَكَ وُدًّا فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَى نَبِيِّهِ‏ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ‏ إِلَى آخِرِ الْآيَةِ فَتَلَاهَا النَّبِيُّ عَلَى أَصْحَابِهِ فَتَعَجَّبُوا مِنْ ذَلِكَ عَجَباً شَدِيداً فَقَالَ النَّبِيُّ ص بِمَا تَعْجَبُونَ إِنَّ الْقُرْآنَ أَرْبَعَةُ أَرْبَاعٍ فَرُبُعٌ فِينَا أَهْلَ الْبَيْتِ خَاصَّةً وَ رُبُعٌ فِي أَعْدَائِنَا وَ رُبُعٌ حَلَالٌ وَ حَرَامٌ وَ رُبُعٌ فَرَائِضُ وَ أَحْكَامٌ وَ إِنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ فِي عَلِيٍّ كَرَائِمَ الْقُرْآنِ.

عيون أخبار الرضا عليه السلام ؛ ج‏2 ؛ ص194
أَ تَرْوِي قَوْلَ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله و سلم لِعَلِيٍّ علیه السلام أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى قُلْتُ نَعَمْ قَالَ أَ مَا تَعْلَمُ أَنَّ هَارُونَ أَخُو مُوسَى لِأَبِيهِ وَ أُمِّهِ قُلْتُ بَلَى قَالَ فَعَلِيٌّ علیه السلام كَذَلِكَ قُلْتُ لَا قَالَ وَ هَارُونُ نَبِيٌّ وَ لَيْسَ عَلِيٌّ كَذَلِكَ فَمَا الْمُنْزَلَةُ الثَّالِثَةُ إِلَّا الْخِلَافَةَ وَ هَذَا كَمَا قَالَ الْمُنَافِقُونَ إِنَّهُ اسْتَخْلَفَهُ اسْتِثْقَالًا لَهُ فَأَرَادَ أَنْ يُطَيِّبَ بِنَفْسِهِ وَ هَذَا كَمَا حَكَى اللَّهُ تَعَالَى عَنْ مُوسَى علیه السلام حَيْثُ يَقُولُ لِهَارُونَ‏ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ‏  فَقُلْتُ إِنَّ مُوسَى خَلَّفَ هَارُونَ فِي قَوْمِهِ وَ هُوَ حَيٌّ ثُمَّ مَضَى إِلَى مِيقَاتِ رَبِّهِ تَعَالَى وَ إِنَّ النَّبِيَّ صلی الله علیه و آله و سلم خَلَّفَ عَلِيّاً علیه السلام حِينَ خَرَجَ إِلَى غَزَاتِهِ فَقَالَ أَخْبِرْنِي عَنْ مُوسَى حِينَ خَلَّفَ هَارُونَ أَ كَانَ مَعَهُ حَيْثُ مَضَى إِلَى مِيقَاتِ رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَحَدٌ مِنْ أَصْحَابِهِ فَقُلْتُ نَعَمْ قَالَ أَ وَ لَيْسَ قَدِ اسْتَخْلَفَهُ عَلَى جَمِيعِهِمْ قُلْتُ بَلَى قَالَ فَكَذَلِكَ عَلِيٌّ علیه السلام خَلَّفَهُ النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله و سلم حِينَ خَرَجَ إِلَى غَزَاتِهِ فِي الضُّعَفَاءِ وَ النِّسَاءِ وَ الصِّبْيَانِ إِذَا كَانَ أَكْثَرُ قَوْمِهِ مَعَهُ وَ إِنْ كَانَ قَدْ جَعَلَهُ خَلِيفَةً عَلَى جَمِيعِهِمْ وَ الدَّلِيلُ عَلَى أَنَّهُ جَعَلَهُ خَلِيفَةً عَلَيْهِمْ فِي حَيَاتِهِ إِذَا غَابَ وَ بَعْدَ مَوْتِهِ قَوْلُهُ صلی الله علیه و آله و سلم عَلِيٌّ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي وَ هُوَ وَزِيرُ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله و سلم أَيْضاً بِهَذَا الْقَوْلِ لِأَنَّ مُوسَى علیه السلام قَدْ دَعَا اللَّهَ تَعَالَى وَ قَالَ فِيمَا دَعَا وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي هارُونَ أَخِي اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي‏  فَإِذَا كَانَ عَلِيٌّ علیه السلام مِنْهُ صلی الله علیه و آله و سلم بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى فَهُوَ وَزِيرُهُ كَمَا كَانَ هَارُونُ وَزِيرَ مُوسَى وَ هُوَ خَلِيفَتُهُ كَمَا كَانَ هَارُونُ خَلِيفَةَ مُوسَى علیه السلام ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَى أَصْحَابِ النَّظَرِ وَ الْكَلَامِ فَقَالَ أَسْأَلُكُمْ أَوْ تَسْأَلُونِّي فَقَالُوا بَلْ نَسْأَلُكَ قَالَ قُولُوا فَقَالَ قَائِلٌ مِنْهُمْ أَ لَيْسَتْ إِمَامَةُ عَلِيٍّ علیه السلام مِنْ قِبَلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ نُقِلَ ذَلِكَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم مِنْ نَقْلِ الْفَرْضِ مِثْلَ الظُّهْرُ أَرْبَعُ رَكَعَاتٍ وَ فِي مِائَتَيْ دِرْهَمٍ خَمْسَةُ دَرَاهِمَ وَ الْحَجُّ إِلَى مَكَّةَ فَقَالَ بَلَى قَالَ فَمَا بَالُهُمْ لَمْ يَخْتَلِفُوا فِي جَمِيعِ الْفَرْضِ وَ اخْتَلَفُوا فِي خِلَافَةِ عَلِيٍّ ع وَحْدَهَا قَالَ الْمَأْمُونُ لِأَنَّ جَمِيعَ الْفَرْضِ لَا يَقَعُ فِيهِ مِنَ التَّنَافُسِ‏  وَ الرَّغْبَةِ مَا يَقَعُ فِي الْخِلَافَةِ فَقَالَ آخَرُ مَا أَنْكَرْتَ أَنْ يَكُونَ النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله و سلم أَمَرَهُمْ بِاخْتِيَارِ رَجُلٍ مِنْهُمْ يَقُومُ مَقَامَهُ رَأْفَةً بِهِمْ وَ رِقَّةً عَلَيْهِمْ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَسْتَخْلِفَ هُوَ بِنَفْسِهِ فَيُعْصَى خَلِيفَتُهُ فَيَنْزِلَ بِهِمُ الْعَذَابُ فَقَالَ أَنْكَرْتُ ذَلِكَ مِنْ قِبَلِ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَرْأَفُ بِخَلْقِهِ مِنَ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله و سلم وَ قَدْ بَعَثَ نَبِيَّهُ ص إِلَيْهِمْ وَ هُوَ يَعْلَمُ أَنَّ فِيهِمْ عاص [عَاصِياً] وَ مطيع [مُطِيعاً] فَلَمْ يَمْنَعْهُ تَعَالَى ذَلِكَ مِنْ إِرْسَالِهِ وَ عِلَّةٌ أُخْرَى وَ لَوْ أَمَرَهُمْ بِاخْتِيَارِ رَجُلٍ مِنْهُمْ كَانَ لَا يَخْلُو مِنْ أَنْ يَأْمُرَهُمْ كُلَّهُمْ أَوْ بَعْضَهُمْ فَلَوْ أَمَرَ الْكُلَّ مَنْ كَانَ الْمُخْتَارُ وَ لَوْ أَمَرَ بَعْضَنَا دُونَ بَعْضٍ كَانَ لَا يَخْلُو مِنْ أَنْ يَكُونَ عَلَى هَذَا الْبَعْضِ عَلَامَةٌ فَإِنْ قُلْتَ الْفُقَهَاءُ فَلَا بُدَّ مِنْ تَحْدِيدِ الْفَقِيهِ وَ سِمَتِهِ قَالَ آخَرُ فَقَدْ رُوِيَ أَنَّ النَّبِيَّ صلی الله علیه و آله و سلم قَالَ مَا رَآهُ الْمُسْلِمُونَ حَسَناً فَهُوَ عِنْدَ اللَّهِ تَعَالَى حَسَنٌ وَ مَا رَأَوْهُ قَبِيحاً فَهُوَ عِنْدَ اللَّهِ قَبِيحٌ فَقَالَ هَذَا الْقَوْلُ لَا بُدَّ مِنْ أَنْ يَكُونَ يُرِيدُ كُلَّ الْمُؤْمِنِينَ أَوِ الْبَعْضَ فَإِنْ أَرَادَ الْكُلَّ فَهَذَا مَفْقُودٌ لِأَنَّ الْكُلَّ لَا يُمْكِنُ اجْتِمَاعُهُمْ وَ إِنْ كَانَ الْبَعْضَ فَقَدْ رَوَى كُلٌّ فِي صَاحِبِهِ حُسْناً مِثْلُ رِوَايَةِ الشِّيعَةِ فِي عَلِيٍّ وَ رِوَايَةِ الْحَشْوِيَّةِ فِي غَيْرِهِ فَمَتَى يَثْبُتُ مَا تُرِيدُونَ مِنَ الْإِمَامَةِ قَالَ آخَرُ فَيَجُوزُ أَنْ تَزْعُمَ أَنَّ أَصْحَابَ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله و سلم أَخْطَئُوا قَالَ كَيْفَ نَزْعُمُ أَنَّهُمْ أَخْطَئُوا وَ اجْتَمَعُوا عَلَى ضَلَالَةٍ وَ هُمْ لَمْ يَعْلَمُوا  فَرْضاً وَ لَا سُنَّةً لِأَنَّكَ تَزْعُمُ أَنَّ الْإِمَامَةَ لَا فَرْضٌ مِنَ اللَّهِ تَعَالَى وَ لَا سُنَّةٌ مِنَ الرَّسُولِ صلی الله علیه و آله و سلم فَكَيْفَ يَكُونُ فِيمَا لَيْسَ عِنْدَكَ بِفَرْضٍ وَ لَا سُنَّةٍ خَطَأٌ قَالَ آخَرُ إِنْ كُنْتَ تَدَّعِي لِعَلِيٍّ علیه السلام مِنَ الْإِمَامَةِ دُونَ غَيْرِهِ فَهَاتِ بَيِّنَتَكَ عَلَى مَا تَدَّعِي فَقَالَ مَا أَنَا بِمُدَّعٍ وَ لَكِنِّي مُقِرٌّ وَ لَا بَيِّنَةَ عَلَى مُقِرٍّ وَ الْمُدَّعِي مَنْ يَزْعُمُ أَنَّ إِلَيْهِ التَّوْلِيَةَ وَ الْعَزْلَ وَ أَنَّ إِلَيْهِ الِاخْتِيَارَ وَ الْبَيِّنَةَ لَا تَعْرَى مِنْ أَنْ تَكُونَ مِنْ شُرَكَائِهِ فَهُمْ خُصَمَاءُ أَوْ تَكُونَ مِنْ غَيْرِهِمْ وَ الْغَيْرُ مَعْدُومٌ فَكَيْفَ يُؤْتَى بِالْبَيِّنَةِ عَلَى هَذَا قَالَ آخَرُ فَمَا كَانَ الْوَاجِبُ عَلَى عَلِيٍّ ع بَعْدَ مُضِيِّ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم قَالَ مَا فَعَلَهُ قَالَ أَ فَمَا وَجَبَ عَلَيْهِ أَنْ يُعْلِمَ النَّاسَ أَنَّهُ إِمَامٌ فَقَالَ إِنَّ الْإِمَامَةَ لَا تَكُونُ بِفِعْلٍ مِنْهُ فِي نَفْسِهِ وَ لَا بِفِعْلٍ مِنَ النَّاسِ فِيهِ مِنِ اخْتِيَارٍ أَوْ تَفْضِيلٍ أَوْ غَيْرِ ذَلِكَ وَ إنها [إِنَّمَا] يَكُونُ بِفِعْلٍ مِنَ اللَّهِ تَعَالَى فِيهِ كَمَا قَالَ لِإِبْرَاهِيمَ علیه السلام ‏ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً   


علل الشرائع ؛ ج‏1 ؛ ص67
سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ طَيْفُورٍ الدَّامِغَانِيَّ الْوَاعِظَ يَقُولُ‏ فِي قَوْلِ مُوسَى علیه السلام وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي‏ قَالَ يَقُولُ إِنِّي أَسْتَحْيِي أَنْ أُكَلِّمَ بِلِسَانِي الَّذِي كَلَّمْتُكَ بِهِ غَيْرَكَ فَيَمْنَعَنِي حَيَائِي مِنْكَ عَنْ مُحَاوَرَةِ غَيْرِكَ فَصَارَتْ هَذِهِ الْحَالُ عُقْدَةً عَلَى لِسَانِي فَاحْلُلْهَا بِفَضْلِكَ‏ وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي هارُونَ أَخِي‏ مَعْنَاهُ أَنَّهُ سَأَلَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يَأْذَنَ لَهُ فِي أَنْ يُعَبِّرَ عَنْهُ هَارُونُ فَلَا يَحْتَاجُ أَنْ يُكَلِّمَ فِرْعَوْنَ بِلِسَانٍ كَلَّمَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ.


كتاب سليم بن قيس الهلالي ؛ ج‏2 ؛ ص568
إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ اخْتَارَ اللَّهُ لَنَا الْآخِرَةَ عَلَى الدُّنْيَا ثُمَّ نَظَرَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم إِلَى فَاطِمَةَ وَ إِلَى بَعْلِهَا وَ إِلَى ابْنَيْهَا فَقَالَ يَا سَلْمَانُ أُشْهِدُ اللَّهَ أَنِّي حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَهُمْ وَ سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَهُمْ أَمَا إِنَّهُمْ مَعِي فِي الْجَنَّةِ ثُمَّ أَقْبَلَ النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله و سلم عَلَى عَلِيٍّ ع فَقَالَ يَا عَلِيُ‏  إِنَّكَ سَتَلْقَى [بَعْدِي‏]  مِنْ قُرَيْشٍ شِدَّةً مِنْ تَظَاهُرِهِمْ عَلَيْكَ وَ ظُلْمِهِمْ لَكَ فَإِنْ وَجَدْتَ أَعْوَاناً [عَلَيْهِمْ‏]  فَجَاهِدْهُمْ وَ قَاتِلْ مَنْ خَالَفَكَ بِمَنْ وَافَقَكَ فَإِنْ لَمْ تَجِدْ أَعْوَاناً فَاصْبِرْ وَ كُفَّ يَدَكَ وَ لَا تُلْقِ بِيَدِكَ‏ إِلَى التَّهْلُكَةِ فَإِنَّكَ [مِنِّي‏]  بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى وَ لَكَ بِهَارُونَ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ إِنَّهُ قَالَ لِأَخِيهِ مُوسَى‏  إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي‏  

الخصال، ج‏1، ص: 211
قَالَ حَدَّثَنَا يَعْقُوبُ بْنُ حُمَيْدِ بْنِ كَاسِبٍ‏  قَالَ حَدَّثَنَا سُفْيَانُ بْنُ عُيَيْنَةَ عَنْ أَبِي نَجِيحٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ رَبِيعَةَ الْجُرَشِيِ‏  أَنَّهُ ذَكَرَ عَلِيّاً علیه السلام عِنْدَ مُعَاوِيَةَ  وَ عِنْدَهُ سَعْدُ بْنُ أَبِي وَقَّاصٍ‏  فَقَالَ لَهُ سَعْدٌ تَذْكُرُ عَلِيّاً أَمَا إِنَّ لَهُ مَنَاقِبَ أَرْبَعَ [أَرْبَعاً] لَأَنْ تَكُونَ لِي وَاحِدَةٌ مِنْهَا أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ كَذَا وَ كَذَا وَ ذَكَرَ حُمْرَ النَّعَمِ قَوْلُهُ صلی الله علیه و آله و سلم لَأُعْطِيَنَّ الرَّايَةَ غَداً وَ قَوْلُهُ صلی الله علیه و آله و سلم أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلِهِ‏ هَارُونَ‏ مِنْ‏ مُوسَى‏ وَ قَوْلُهُ صلی الله علیه و آله و سلم مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ وَ نَسِيَ سَعْدٌ الرَّابِعَةَ.

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين (ط - القديمة) ؛ ج‏1 ؛ ص92
مَعَاشِرَ النَّاسِ مَا قَصَّرْتُ عَنْ تَبْلِيغِ مَا أَنْزَلَهُ وَ أَنَا مُبَيِّنٌ سَبَبَ هَذِهِ الْآيَةِ إِنَّ جَبْرَئِيلَ علیه السلام هَبَطَ إِلَيَّ مِرَاراً ثَلَاثاً يَأْمُرُنِي عَنِ السَّلَامِ رَبِّي وَ هُوَ السَّلَامُ أَنْ أَقُومَ فِي هَذَا الْمَشْهَدِ وَ أُعْلِمَ كُلَّ أَبْيَضَ وَ أَحْمَرَ وَ أَسْوَدَ أَنَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ أَخِي وَ وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي وَ الْإِمَامُ مِنْ بَعْدِي الَّذِي مَحَلُّهُ‏ مِنِّي مَحَلُّ هَارُونَ‏ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي وَلِيُّكُمْ بَعْدَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَيّ بِذَلِكَ آيَةَ إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ‏ وَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ الَّذِي أَقَامَ الصَّلَاةَ وَ آتَى الزَّكَاةَ وَ هُوَ رَاكِعٌ يُرِيدُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِي كُلِّ حَالٍ وَ سَأَلْتُ جَبْرَئِيلَ علیه السلام أَنْ يَسْتَعْفِيَ لِي مِنْ تَبْلِيغِ ذَلِكَ إِلَيْكُمْ أَيُّهَا النَّاسُ لِعِلْمِي بِقِلَّةِ الْمُتَّقِينَ وَ كَثْرَةِ الْمُنَافِقِينَ وَ إِدْغَالِ الْآثِمِينَ وَ خَتَلِ الْمُسْتَهْزِءِينَ  

دانلود نام پخش اندازه مدت زمان
download حدیث منزلت - استاد جوادی
20 MB 1:09:49 min
download حدیث منزلت- استاد میرشفیعی
3.2 MB 2:18 min
download حدیث منزلت - استاد جوادی
16.9 MB 36:51 min
download حدیث منزلت- استاد گنجی
22.3 MB 48:39 min
download حدیث منزلت - استاد رفیعی
3.2 MB 2:18 min