اعطای فدک به حضرت زهرا

اعطای فدک

روز۱۴ذى‌الحجّه سال هفتم هجری، پس از جنگ خيبر، سرزمين وسیع و سرسبز فدك تنها به وسيله پيامبر اکرم صلی الله علیه وآله و اميرالمؤمنين علیه السلام فتح شد. و چون رزمندگان در فتح آن دخالت نداشتند، بر اساس آيه قرآن غنیمت ویژه به شمار می‌آید و ملكِ شخص پيامبر صلی الله علیه و آله مى‏ شود. آنجا که می‌فرماید:
ما أَفَاء اللّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى ...؛ آن چه خدا (از اموال و زمین‌های) آن آبادی‌ها به پیامبرش باز گرداند، به خدا و پیامبر و اهل بیت او اختصاص دارد!
 پس از فتح خیبر خداوند به پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله وحى فرستاد و فرمود: «وَآتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ؛ حق نزدیکانت را بده !»
 پيامبراكرم صلی الله علیه وآله سؤال كردند: ذی القربی کیست و حقش چیست ؟ جبرئيل از خداوند پرسيد و جواب آورد كه ذی القربی فاطمه سلام الله علیها است و حقش فدک است، و باید  فدك را به حضرت فاطمه سلام الله علیها تقدیم کنید!
از طرفی پيامبراکرم صلی الله علیه وآله مهريه حضرت خديجه سلام الله علیها را در ذمّه خود مى ‏ديدند و با بخشیدن باغ فدك به حضرت زهرا سلام الله علیها ، در حقيقت حق مادر و دختر را یک جا ادا نمودند. و براى اين‌كه بعداً از طرف مردم و دیگران بهانه‏ گيرى نشود، براى سرزمین فدک قباله‏ اى نوشتند و حضرت اميرالمؤمنين و حضرت امام حسن و امام حسين علیهم السلام و ام ايمن را به عنوان شاهد آن قرار داده و آن را به حضرت زهرا سلام الله علیها تحویل دادند. و براى اين‌كه مردم كاملاً متوجّه شوند، مديريت آن را به ايشان واگذار ‌كردند.
حضرت زهرا  سلام الله علیها نیز كارگران و نيروهاى خود را در آن جا فعال کردند و هر ساله با درآمد آن علاوه بر زندگی خود به همسران رسول خدا صلی الله علیه وآله نیز رسیدگی می‌کردند و فقراى مدينه را هم از آن بهره‏ مند مى‏ ساختند. اين امر در بين مسلمین و خصوصاً اهل مدينه مسئله‌ای بسیار روشن، عادی و پذیرفته شده‌ بود. امّا حسودان برای این که مبادا به هوای برکات فدک مردم به  خانه ی حضرت زهرا سلام الله علیها روی بیآورند پس از پیامبراکرم صلی الله علیه وآله با طرح یک حدیث جعلی و دروغ فدک را از دست آن حضرت گرفتند و به عنوان بیت المال به نفع خود مصادره کردند!!
خداوند متعال در اين آيه حضرت زهرا سلام الله علیها را به عنوان ذوى القرباى پيامبر صلی الله علیه وآله ياد كرده است و در آيه ديگر اجر رسالت را مودّت و محبت  ورزیدن به ايشان قرار داده است:
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى ؛ بگو: «در ازاى آن [رسالت‏] پاداشى از شما نمی خواهم، مگر دوستى نسبت به نزدیکان من.»
 پس اگر كسى به حضرت فاطمه سلام الله علیها  و اهل بیت پیامبر علیهم السلام محبّت نكند، اجر رسالت را ادا نكرده است.

 *********************************************************************

مستندات

۱. سورۀ اسراءآیه26 و روم38
۲.  سورۀ شوری آیۀ23
 ۳. سورۀ شوری آیۀ23

فدك يادگار فاطمى عليهاالسلام
يكى از وقايعى كه در چهاردهم ذى الحجه سال هفتم هجرى اتفاق افتاده اعطاى فدك توسط پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم به حضرت زهرا عليهاالسلام است.


فدك در دستان پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم
در سال هفتم هجرى پس از فتح قلعه خيبر جبرئيل بر پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم نازل شد و از جانب خداوند دستور فتح فدك را آورد. در اين دستور آمده بود كه فتح فقط توسط پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم و امير المؤمنين عليه ‏السلام انجام شود و مسلمانان در آن شركت نكنند.
ايشان اسلحه و اسب برداشتند و در تاريكى شب از لشكر جدا شده از خيبر حركت كردند تا به سرزمين فدك رسيدند و كنار قلعه آمدند. مردم فدك كه پيگير اخبار فتح خيبر بودند و روز قبل خبر فتح آن قلعه عظيم را دريافته بودند از وحشت به قلعه پناه برده و درهاى آن را محكم بستند.


هجوم غافل گيرانه...
هنگامى كه پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم و امير المؤمنين به پاى قلعه رسيدند تصميم گرفتند  مخفيانه از ديوار قلعه بالا روند و بر فراز آن با صداى بلند اذان گويند. در اين صورت اهالى قلعه خود را در محاصره مى‏ بينند و به سادگى مى‏ توان آن را در تصرف آورد.
امير المؤمنين عليه ‏السلام بر كتف پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم قرار گرفت و سپس حضرت برخاست و او را با خود بلند كرد، و با معجزه الهى امير المؤمنين عليه‏السلام از ديوار قلعه بالا رفت. آنگاه بر فراز ديوار قرار گرفت و رو به اهل قلعه اذان گفت و صداى تكبير بلند نمود.
مردم قلعه فدك كه گمان كردند سربازان مسلمان بر فراز قلعه هستند براى فرار به سمت درب قلعه آمدند و آن را باز كرده خارج شدند.
امير المؤمنين عليه‏السلام فورا از ديوار قلعه پايين آمد و با پيامبر عليه‏السلام كه بيرون قلعه منتظر بود در مقابل آنان قرار گرفتند و با آنان درگير شدند و هيجده نفر از بزرگان آنان به دست امير المؤمنين عليه‏السلام به قتل رسيدند و بقيه تسليم شدند. پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم آنان و فرزندانشان را اسير نمود و غنائم را همراه آنها به مدينه آورد.

مصالحه اموال
يهوديان فدك از پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم درخواست كردند خودشان را آزاد كند و اموالشان را به تناسب نصف با آنان مصالحه كند. حضرت اين پيشنهاد را قبول نمود و امير المؤمنين عليه‏ السلام را فرستاد و با ضمانت حفظ خونشان با آنان مصالحه كرد و قرار بر اين شد كه هر كس از اهل فدك مسلمان شود خمس اموال او را بگيرند و هر كس بر دين خود باقى بماند همه اموالش را بگيرند.
اين درباره جان و اموال شخصى آنان بود، و سرزمين فدك به عنوان ملك شخصى پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم درآمد و قرار شد ساليانه يكصد و بيست هزار دينار طلا به عنوان درآمد فدك ارسال نمايند.

فدك ملك شخصى پيامبر  صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم
طبق آيه ۶ سوره مباركه حشر: «و ما أفاء اللّه‏ على رسوله منهم فما أوجفتم عليه من خيل و لا ركاب و لكن اللّه‏ يسلط رسله على من يشاء و اللّه‏ على كل شى‏ء قدير»: «و آنچه را خدا از آنان به رسم غنيمت عايد پيامبر خود گردانيد (و شما براى به دست آوردن آن) اسب يا شترى نتاختيد، ولى خدا فرستادگانش را به هر كه خواهد چيره مى‏ گرداند و خدا بر هر كارى تواناست»، سرزمين‏ هايى كه مسلمانان در فتح آن دخالتى نداشته ‏اند ملك شخصى پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم است و مسلمانان در آن هيچ حقى ندارند. لذا سرزمين فدك ملك پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم شد و ديگران از آن بى ‏نصيب بودند.

اعطاى فدك به حضرت فاطمه  عليهاالسلام
پس از فتح فدك جبرئيل نازل شد و آيه ۲۶ سوره مباركه اسراء را آورد:  «و آت ذا القربى حقه»:«حق خويشان را به آنان بده».
پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم از جبرئيل پرسيد: منظور چه كسانى هستند و اين حق كدام است؟ جبرئيل از طرف خداوند عرضه داشت: «فدك را به فاطمه عطا كن».
با صدور اين فرمان الهى پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم حضرت زهرا عليهاالسلام را فراخواند و فرمود:
«خداوند فدك را براى پدرت فتح نمود. به دليل اين كه لشكر اسلام در آن دخالتى نداشت مخصوص من است و هر تصميمى بخواهم در مورد آن مى‏ گيرم. دستور خداوند نيز مبنى بر اعطاى آن به تو نازل شده است. از سوى ديگر مهريه مادرت خديجه  عليهاالسلام بر عهده پدرت مانده است، و اكنون پدرت در قبال مهريه مادرت و به دستور خداوند فدك را به تو عطا مى‏ كند. آن را براى خود و فرزندانت بردار و مالك آن باش».
حضرت زهرا عليهاالسلام عرضه داشت: تا شما زنده هستيد نمى ‏خواهم در آن تصرفى داشته باشم، شما بر جان و مال من صاحب اختياريد.
پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم فرمودند: ترس آن دارم كه نا اهلان تصرف نكردن تو در زمان حياتم را بهانه ‏اى قرار دهند و بعد از من آن را از تو منع كنند. فاطمه زهرا عليهاالسلام عرض كرد: آن گونه كه صلاح مى‏ دانيد عمل كنيد.

سند فدك
پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم امير المؤمنين عليه‏ السلام را فراخواند و به ايشان فرمود: «سند فدك را به عنوان بخشوده و اعطايى پيامبر بنويس و ثبت كن». امير المؤمنين عليه‏ السلام آن را نوشت و به حضرت زهرا عليهاالسلام تحويل داده شد. ام ايمن هم كه آنجا حاضر بود همراه پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم شهادت داد.
سپس پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم مردم را در منزل حضرت زهرا عليهاالسلام جمع نمود و به آنان خبر داد كه فدك ملك فاطمه عليهاالسلام است. در همان مجلس درآمد فدك بين مردم تقسيم شد و مردم تصرف حضرت زهرا عليهاالسلام در فدك را ديدند.

تقسيم درآمد فدك
پس از آن صديقه طاهره عليهاالسلام هر ساله درآمد فدك را كه از هفتاد هزار سكه طلا تا صد و بيست هزار سكه نقل شده  بين مستمندان تقسيم مى‏ كرد. اين شيوه تا هنگام رحلت پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم ادامه داشت ، و چشمان بسيارى در انتظار رسيدن درآمد فدك بود تا زندگى آنها با عطاى فاطمى عليهاالسلام رونق گيرد.

غصب فدك
اما پس از رحلت پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم مأموران ابوبكر به دستور او فدك را گرفتند و نماينده حضرت زهرا عليهاالسلام را از آنجا اخراج كردند و ملك آن حضرت را به تصرف خود درآوردند، و درآمد آن را به طور كامل براى مخارج حكومت غاصبانه خود صرف كردند .
وقتى كه فاطمه زهرا عليهاالسلام به اين عمل ننگين اعتراض نمود آنان نه سند پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم را قبول كردند و نه شهادت شاهدان را و حضرت صديقه طاهره عليهاالسلام را از حق قطعى خود منع كردند.

پرونده اعتقادى فدك
با بررسى كامل ماجراى فدك مى ‏توان به اين نكته پى برد كه فدك تنها يك نخلستان نبود كه از حضرت زهرا عليهاالسلام غصب شد، بلكه حرمت صديقه طاهره عليهاالسلام بود كه شكسته شد و نشانى از خلافت بعد از پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم بود كه به تاراج رفت.
آنان كه فدك را غصب كردند مى ‏دانستند كه اگر فدك در دستان اهل بيت عليهم ‏السلام باشد يادآور فتحى بى ‏نظير به دستان پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم  و امير المؤمنين عليه‏ السلام است كه مسلمانان در آن بهره ‏اى نداشتند، و اين مطلب شاهد صدقى بر اولويت امير المؤمنين عليه ‏السلام نسبت به خلافت رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم بود.
هم چنين با درآمد بسيار زياد فدك كه به حضرت فاطمه عليهاالسلام مى‏ رسيد و ميان فقرا تقسيم مى‏ شد قلوب مردم معطوفِ اين خانواده بود. به همين سبب غاصبين خلافت، فدك را گرفتند تا اهل بيت عليهم‏ السلام را هر چه بيشتر محدود كنند و مردم را از درب خانه آنها دور سازند.
و به همين خاطر است كه حضرت فاطمه عليهاالسلام در مقابل غصب فدك ساكت ننشست و آن مظهر حياى الهى مجبور شد به مسجد بيايد و خطبه بخواند تا براى هميشه در تاريخ بماند و جنايت غاصبين را آشكار سازد.
لذا بايد در اعتقاداتمان پرونده ‏اى به نام «فدك» باز كنيم و در آن مظلوميت حضرت زهرا عليهاالسلام و امير المؤمنين عليه ‏السلام را ثبت كنيم تا هيچ گاه آن را از ياد نبريم.
 
***************************************************************************

مستندات
برخى اسانيد فتح فدك در كتب فريقين عبارت است از:


كتب خاصه
اعلام الورى ج 1 ص 209. كافى ج 1 ص 538. امالى (صدوق) ص 619. الخرائج
والجرائح ج 1 ص 113. مناقب آل ابى طالب ج 1 ص 123. تفسير عياشى ج 2
ص  287. كشف المحجة ص 124. نور الثقلين ج 3 ص 153 ـ 156، ج 5 ص 277.
بحار الانوار ج 21 ص 22، ج 29 ص110.

كتب عامه
امتاع الاسماع ج 1 ص 325. تفسير ثعلبى ج 9 ص 52. تاريخ طبرى ج 2 ص 303.
الكامل فى التاريخ ج 2 ص 221. تاريخ الاسلام ج 2 ص 422. سيرة النبوية (ابن هشام)
ج 3 ص 800  . سنن ابى داود ج 2 ص 37. مجمع الزوائد ج 7 ص 49. مسند ابى يعلى
ج  2 ص 334. شرح نهج البلاغه (ابن ابى الحديد) ج 16 ص 210 ـ 215.

مادر مهربان تو كجاست؟
وقتى به مدينه مى‏ روم، گاهى اوقات نماز خود را جايى مى ‏خوانم كه قبلاً محلّه بنى ‏هاشم بوده است، كسانى‏ كه قبل از سى سال پيش به مدينه آمده ‏اند، اين محلّه را با چشم خود ديده ‏اند، متأسّفانه امروزه اين محلّه خراب شده است و هيچ اثرى از آن نمانده است.
وقتى به مدينه مى‏ آيى با اين آدرسى كه مى‏ دهم مى ‏توانى محلّه بنى ‏هاشم را پيدا كنى. مسجد پيامبر چندين در دارد، وقتى از درى كه به در بقيع مشهور است، خارج شوى، مى ‏توانى قبرستان بقيع را در دوردست خود ببينى، محلّه بنى ‏هاشم در فاصله بين درِ مسجد (كه به نام درِ بقيع است) تا قبرستان بقيع مى ‏باشد. اين جا خانه امام حسن عليه‏ السلام، خانه امام حسين عليه ‏السلام، خانه زينب عليهاالسلام و ... قرار داشته است.
اينجا خاطرات زيادى دارد.
امروز هم اينجا نشسته‏ ام تا نماز ظهر را بخوانم، نگاهى به آسمان مى ‏كنم، قطرات باران بر صورتم مى ‏بارد، گويا باران بهارى در راه است. صداى رعد و برق هم به گوش مى ‏رسد. صداى اذان مى ‏آيد.
نماز كه تمام مى ‏شود به فكر فرو مى ‏روم، دوست دارم بدانم كجا نشسته ‏ام. بايد  از خاطرات اين مكان باخبر شوم، بايد به تاريخ سفر كنم. به سال هفتم هجرى بروم.
* * *
اينجا خانه اُمّ اَيمن است. پيامبر اکرم صلى ‏الله ‏عليه‏ و ‏آله معمولاً براى ديدن اُمّ اَيمن به اينجا مى‏ آيد، وقتى پيامبراکرم صلى ‏الله ‏عليه‏ و ‏آله  اُمّ اَيمن را مى ‏بيند او را «مادر» خطاب مى ‏كند واحوال ‏پرسى مى ‏كند و با او سخن مى ‏گويد.  راستى چرا پيامبر اُمّ اَيمن را «مادر» خطاب مى‏ كند؟  پيامبر كه به دنيا آمد براى او دايه ‏اى گرفتند. حليمه سعديّه دو سال از پيامبر نگهدارى كرد. سپس پيامبر نزد مادرش آمنه آمد. اُمّ اَيمن به آمنه كمك مى ‏كرد. بعد از مدّتى كه آمنه از دنيا رفت، عبد المطّلب، پيامبر را به خانه خود برد. اُمّ اَيمن هم به خانه او رفت و در حقِّ پيامبر مادرى مى ‏كرد.
هنگامى‏ كه رسول خدا به پيامبرى مبعوث شد، اُمّ اَيمن جزء اوّلين زنانى بود كه به او ايمان آورد.
جالب است كه پيامبر اکرم در سخن خود اُمّ اَيمن را اهل بهشت معرّفى  كرده  است.
 نگاه من به درِ خانه اُمّ اَيمن دوخته شده است، اُمّ اَيمن از خانه خارج مى ‏شود، به او سلام كرده و مى ‏گويم:
ــ شما اين وقت روز كجا مى ‏رويد؟
ــ مى ‏خواهم به خانه على عليه ‏السلام و فاطمه عليهاالسلام بروم. دلم براى ديدن حسن و حسين عليهماالسلام تنگ شده است. او را همراهى مى‏ كنم. اُمّ اَيمن به سوى خانه على عليه ‏السلام مى ‏رود. خانه ‏اى كوچك كه همه خوبى‏ هاى بزرگ دنيا را در آن مى ‏توانى ببينى. على عليه‏ السلام در خانه را باز مى ‏كند و به اُمّ اَيمن خوش آمد مى‏ گويد.
اُمّ اَيمن وارد مى ‏شود، به حسن و حسين عليهماالسلام سلام مى ‏كند. اين‏ها عزيزان دل پيامبر هستند. فاطمه عليهاالسلام هم به استقبال ا