نقشه غدیر

الحمدالله الذي جعلنامن المتمسكين بولاية علي ابن ابي طالب واولاده المعصومين عليهم السلام
مباحثي پيرامون ايام غديريه و آموزش بنر در 5 بحث ارائه مي گردد: 1.ضرورت تبليغ دين
2.پاسخ به چرايي تبليغ در ايّام خاص غديريّة
3.دليل استفاده از ابزارهاي سمعي و بصري براي تبليغ
4.چرايي استفاده از بنر جغرافياي غدير
5.شيوه ي استفاده و روش هاي اجراي آن در محافل عمومي و تخصصي


 اما الاول:     

با گسترش دين مبين اسلام، شور و اشتياقي عجيبي در ميان تازه مسلمانان ايجاد شده بود و همهمه ي گسترش جغرافيايي اين دين پويا، سبب شد تا مردم، گروه گروه براي جنگ با مشركين اعلام آمادگي و شركت نمايند. اما آيه اي بسيار عميق و در خور توجه، نه تنها ذهن نخبگان را به خود جلب كرده بود بلكه سبب ايجاد محافل علمي و بحث و گفتگو در معارف و نكات اين آيه شده بود كه تاكنون ادامه دارد. خداوند متعال در سوره توبه فرمود: «وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ»  اين آيه  كه با آيات گذشته در زمينه جهاد پيوند دارد، اشاره به واقعيتي ميكند كه براي مسلمانان جنبه حياتي داشت و آن اين كه: گر چه جهاد بسيار پر اهميت است و تخلف از آن ننگ و گناه، ولي در مواردي كه ضرورتي ايجاب نميكند كه همه مؤمنان در ميدان جهاد شركت كنند، «نبايد همه به جهاد بروند بلكه لازم است هر جمعيتي از مسلمانان به دو گروه تقسيم شوند گروهي فريضه جهاد را انجام دهند، و گروه ديگري در مدينه بمانند و معارف و احكام اسلام را بياموزند» مخصوصا در مواقعي كه پيامبر صلّي الله عليه و آله شخصا در مدينه باقي بماند. اين بدان معناست كه تا مسلمانان در مسأله جهاد با جهل، پيروز نشوند در جهاد با دشمن پيروز نخواهند شد، زيرا يك ملّتِ جاهل، همواره محكوم به شكست است.      ازين رو ارسال مُبلّغ دين از زمان حيات پربركت خودِ سول خدا صلي الله عليه و آله و سلم آغاز و تا به امروز در اقصا نقاط جهان ادامه يافته است. به عنوان نمونه در ماه مبارك رمضان سال دهم هجري، پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله اميرالمؤمنين عليه السلام را به مأموريت يمن فرستاد. حضرت شش ماه قبل، خالدبن وليد، فرمانده نظامي قريش - كه تازه مسلمان بود- را به نقاط مرزي يمن فرستاده بود تا زمينه نفوذ اسلام در آن جا را فراهم سازد. اما خالد ناكام مانده بود . بدين منظور رسول خدا صلي الله عليه و آله تصميم گرفت اميرالمؤمنين عليه السلام را به اين مأموريت مهم بفرستد. ناگفته نماند كه هدف از اعزام خالد به اين مأموريت مهم با اين كه رسول خدا صلي الله عليه و آله از قبل مي دانستند كه خالد در اين مأموريت موفق نخواهد شد، اين است كه شفاف به همگان بفهماند حتي در ابلاغ پيام هاي مهم و دعوت به دين اسلام، كسي جز اميرالمؤمنين عليه السلام و پيروان ايشان لياقت آن را نخواند داشت. اميرالمؤمنين عليه السلام در اين سفر دو مأموريت مهم داشتند: 1 - تبليغ دين اسلام در يمن.
2 - سفر به منطقه مسيحي نشين نجران (واقع در شمال شرقي يمن) و اخذ مطالبات و جزيه (*) از آن ها.
حضرت به دستور رسول خدا صلي الله عليه و آله همراه 300 نفر عازم اين سفر شدند .
رسول خدا صلي الله عليه وآله به بدرقه آن ها آمد و با دست هاي مبارك خود پرچم و بيرقي مخصوص آماده نمود و به اميرالمؤمنين عليه السلام داد. سپس به سر مبارك اميرالمؤمنين عليه السلام عمامه بست و به ايشان فرمود: «برو و به اين سو و آن سو توجه نكن. و چون به يمن رسيدي، قبل از جنگ، با هر كس كه بر خورد نمودي، اين گونه بگو: آيا مايليد لا اله الا الله بگوييد؟ اگر قبول كردند، بگو: آيا نماز مي گذاريد؟ اگر قبول كردند، بگو: آيا اجازه مي دهيد از اموالتان مقداري به عنوان صدقه براي فقرايتان جدا كنم؟ اگر پذيرفتند، پس چيز ديگري از آن ها نخواه . به خدا قسم! اگر خداوند به دست تو يك نفر را هدايت بكند، بهتر است از هر آنچه خورشيد بر آن ها طلوع و غروب مي كند ».
      اميرالمؤمنين عليه السلام در ماه مبارك رمضان رهسپار اين سفر تبليغي شد و بعد از طي مسيري طولاني در بيابان هاي حجاز، سرانجام قبل از ماه شوال سپاه تبليغي اسلام به محل سكونت قبيله بزرگ هَمْدان رسيد. سپاه خسته از سفري طولاني بود. بدين خاطر آن روز را پذيراي دامان گرم قبيله پر مهر هَمدان شد و شب را نيز در آغوش طبيعت زيباي جنوب حجاز بياسود . سحرگاهان روز بعد، اميرالمؤمنين عليه السلام شروع به مرتب نمودن صفوف لشكريان نمود و نماز صبح را به جماعت و در اوج شكوه و عظمت به پا داشت. همدانيان مات و مبهوت نيايش سحر خيزان تازه وارد بودند. ابتداي صبح اميرالمؤمنين عليه السلام قبيله همدان را فراخواند. و پس از حمد و ثناي الهي، نامه پيامبر خدا صلي الله عليه و آله را قرائت كرد. سخنان پيامبر صلي الله عليه وآله كه ز
بان مبارك نفس النبي حضرت اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب عليه السلام به گوش مردم رسيد، بر قلوب همدانيان نشست و اسلام آوردند . اسلام آوردن سريع قبيله بزرگ و مهم همدان، آن چنان شادي آفرين بود كه اميرالمؤمنين عليه السلام بلافاصله اين خبر مسرّت بخش را در نامه اي به پيامبر صلي الله عليه وآله نوشت و با پيكي به مدينه فرستاد. پيامبر صلي الله عليه وآله پس از دريافت نامه، آن چنان شادمان گرديد كه بلافاصله سجده شكر نمود و خداوند را سپاس گفت و فرمود: «درود وسلام بر همدان».  در اين زمان نامه اي از رسول خدا صلي الله عليه وآله رسيد. در آن نوشته شده بود: « پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله عازم حج است. پيامبر صلي الله عليه و آله از حضرت علي عليه السلام خواسته بود كه برگردد تا در اين حج او را همراهي كند ».
     با اندك تأملي در اين جريان ناب تاريخي، ضرورت تبليغ دين به وضوح به دست مي آيد از اين رو بر همه ي نخبگان علمي و طلاب علوم ديني، تبليغ دين اسلام يك فرض شده است و لازم است بدانيم كه تبليغ جهادي، و صلابت در ارائه معارف و احكام دين، شيوه ي اميرالمؤمنين عليه السلام است. خداوند متعال بر كساني كه در امر جهاد كاهلي مي ورزند آيه اي بسيار تكان دهنده اي دارد و مي فرمايند:
 «قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ في سَبيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّي يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقينَ» . حال كه خداوند متعال منت نهاد و ما را جزء سربازان ولايت قرار دد، پس چه نيكوست كه شكر اين نعمت بجاي آورده و زكات علم خود را ادا نماييم «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابي لَشَديدٌ»
چشم وا كن اُحُد آيينهء عبرت شد و رفتدشمن باخته بر جنگ مسلط شد و رفت
آنكه انگيزه اش از جنگ غنيمت باشد با خبر نيست كه طاعت به اطاعت باشد
داد و بيداد كه در بطن طلا آهن بود  چه بگويم كه غنيمت ركب دشمن بود
داد و بيداد برادر كه برادر تنهاست             جنگ را وا مگذاريد پيمبر تنهاست
يك به يك در ملاء عام و نهاني رفتند همه دنبال فلاني و فلاني رفتند
همه رفتند غمي نيست علي مي ماند جاي سالم به تنش نيست ولي مي ماند
مرد، مولاست كه تا لحظهء آخر ماندهدشمن از كشتن او خسته شده در مانده
در دل جنگ نه هر خار و خسي مي ماندجگر حمزه اگر داشت كسي مي ماند
مرد آن است كه سر تا قدمش غرق به خون            آنچناني كه علي از اُحُد آمد بيرون
 اما الثاني: (پاسخ به چرايي تبليغ در ايّام خاص غديريّة) (قربان تا غدير - غدير تا مباهله)(10-25 ذي الحجه)      به دو دليل مهم اشاره مي شود:
1.مهم ترين فرمان الهي بر رسول خدا صلي الله عليه و آله در اين ايام نازل شد كه همان تبليغ و اعلان همگاني وصايت اميرالمؤمنين عليه السلام در روز غدير خم بود ابلاغي كه تمام زحمات رسالت رسول خدا صلي الله عليه و اله در گرو آن يود: «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرينَ»  بنابراين ما نيز با تأسي به كلام وحي، اين ايام را به عنوان ايام تبليغ دين مبين اسلام و تبليغ ولايت اهل بيت عليهم السلام برمي گزينيم تا ان شاء الله مورد مورد رضايت حضرت ولي عصر عجّل الله تعالي فرجه الشريف قرار گيرد.
2.ايّام شاد غديريّه كه از دهم ذي الحجّه (ماه ولايت) شروع و تا بيست و پنجم اين ماه ادامه دارد، شاهد وقايع تاريخي بسيار بزرگي است كه سال ها علماي مذهب حق در محافل خصوصي و مناظرات علمي براي اثبات حقانيت تشيع به اين وقايع تاريخي استناد كرده اند. هم چنين وعّاظ و سخنوران مذهب جعفري عليه السلام كه در مجالس عمومي به بيان فضائل و مناقب اهل بيت عليهم السلام به ويژه مناقب وجود مقدس اميرالمؤمنين عليه السلام مي پرداختند، هماره از اين وقايع به عنوان محوري ترين مباحث اعتقادي ياد مي كردند.
و چه نيكو خداوند متعال در عالم تكوين مهمترين مسائلي كه شيعه بر اثبات حقانيت مذهب خود دارد را در اين ايام شاد، با محوريت غدير گرد هم در آورده است. تقويم ايام غديريه: دهم و يازدهم ذي الحجّه سال 10 هجري: عيد قربان و بيان حديث ثقلين در مسجد خيف.
دوازدهم ذي الحجّه: تسليم نشانه هاي پيامبران به اميرالمؤمنين عليهم السلام به دستور خداوند متعال   
سيزدهم ذي الحجّه: نزول لقب خاصه ي «اميرالمؤمنين» براي علي بن ابي طالب عليه السلام از سوي خداوند متعال و اعتراض منافقان
چهاردهم ذي الحجّه: اعطاي فدك به حضرت زهرا سلام الله عليها در سال هفتم هجري
پانزدهم ذي الحجّه: تولد امام هادي عليه السلام امام زيارت جامعه ي كبيره و زيارت غديريّه (روز زيارت)
هفدهم ذي الحجه: رسيدن به منطقه ي قديد و نزول آيه ي محبت (سوره مباركه ي مريم سلام الله عليها آيه هاي 96 و 97) و دعاي پيامبر صلي الله عليه و آله براي تثبيت حبّ اميرالمومنين عليه السلام در قلوب مؤمنين
هجدهم ذي الحجّه: غدير خم و نزول امر الهي به ابلاغ ولايت اميرالمومنين عليه السلام در حضور مسلمين هم چنين عيد اديان در اين روز مي باشد به علاوه آنكه پس از هلاكت خليفه ثالث، آغاز حكومت ظاهري اميرالمؤمنين پس از 25 سال خانه نشيني در اين روز واقع شد. و نكته ديگر آن كه در اين روز بزرگ علاوه بر خطبه بسيار مهم رسول خدا صلي الله عليه و اله روز تأكيد بر حديث منزلت نيز مي باشد.
بيستم ذي الحجه: روز آخر بيعت، بيعت زنان و تكرار ماجراي اصحاب كهف در مورد مردي كه در پيش پيامبر صلي الله عليه و اله به انكار غدير برخاست و به عذاب الهي گرفتار شد
بيست و يكم ذي الحجه: نقشه ترور پيامبر صلي الله عليه و آله در كوه هرشي توسط منافقين و نافرجام ماندن آن
بيست و چهارم ذي الحجه: عيد بزرگ مباهله و هم چنين ماجراي خاتم بخشي اميرالمؤمنين عليه السلام و نزول آيه ي ولايت در شأن ايشان به علاوه روز نزول آيه ي تطهير و همچنين داستان حديث كساء
بيست و پنجم ذي الحجه: نزول سوره ي مباركه ي هل أتي پس از جريان فداكاري سه روزه ي اهل بيت عليهم السلام
 جهت مطالعه ي داستان و وقايع اين مناسبت ها و چگونگي استفاده و  استدلال از اين مناسبت ها بر اثبات حقانيت تشيع به كتاب «درسنامه ي ايام غديريه» مراجعه نماييد. اما الثالث: حكمت و عنايت الهي، اقتضا دارد كه معجزه هر پيامبري متناسب با علم و هنر رايج در آن زمان باشد تا امتياز و برتري اعجاز آميز آن را بر آثار بشري به خوبي درك كنند. امام هادي  عليه السلام در پاسخ ابن سكيت كه پرسيد: چرا خداي متعال، معجزه حضرت موسي  عليه السلام را يد بيضا و اژدها كردن عصا،  معجزه حضرت عيسي شفا دادن بيماران،... قرار داد ايشان فرمودند: هنر رايج در زمان حضرت محمد  صلي الله عليه و آله يا حضرت موسي  عليه السلام شعر و سحر و جادو بود از اين روي خداي متعال معجزه آن حضرت را شبيه كارهاي آنان قرار داد تا عجز و ناتواني خودشان را از آوردن مانند آن دريابند. عصر خاتم الانبياء عصر سخن و كلام بود، توجه مردم به سخن عالي بود، لهذا معارف عاليه اسلام به صورت سخنان عالي و در لباس فصاحت و بلاغت كامل اداء شد.
اما امروزه با گسترش، فراگيري و تبادل اطلاعات، كه از طريق ابزارهاي ديداري و شنيداري انجام مي گيرد پس بايد به سرعت، فرهنگ استفاده از اين نوع ابزار جهان شمول در دستان توانمند مبلغين دين مبين اسلام قرار گيرد. از اين رو با توجه به گوناگوني ابزار تبليغي، از هر چه كه بتوان در مسير تبليغ مناقب اهل بيت عليهم السلام بهره برد بايد از آن استفاده نمود. چراكه سينما و به طور كلي رسانه، آكنده از معانيِ نهفته اي است كه آن ها را در پس خود دارد و در جامعه پخش مي كند و از طرفي ميكوشد با مهار اين معاني، آنها را به معنايي يگانه تبديل كند، معنايي كه كاركردِ جهانبينيِ غالب در جامعه را داشته باشد.
 اما الرابع: (چرايي استفاده از بنر جغرافياي غدير) لازم است پيش از بحث از چگونگي استفاده از بنر جغرافياي غدير مقدمه اي مهم را متذكر شوم. تقسيم بندي كلي رسانه ها: . رسانه هاي معياري: شامل آن دسته از مواد ديداري و شنيداري مانند عكس ها و اشياء واقعي كه براي نشان دادن نتايج دستيابي و شرح و بازسازي و تفسير از آن استفاده مي شود. اين رسانه ها خود جزئي از معيار تحقق يافتن هدف يادگيري است.
2. رسانه هاي ميانجي: كمك به شاگردان براي كسب بصيرت و دانش نسبت به چند پديده و اتفاق مانند نمودار. اين رسانه ها خود جزء معيار هدف نيستند بلكه وسيله اي براي رسيدن به هدف هستند.
رسانه هاي تصويري غير نورتاب: يكي از بهترين و كامل ترين تقسيم بندي هايي است كه تاكنون به عمل آمده است . در اين تقسيم بندي مواد و وسايلي مانند فيلم متحرك ، اسلايد، اورهد، تلق شفاف و پروژكتورها و رسانه هايي مانند اشياء سه بعدي، پوستر، تصاوير، نمودارها كه در دسته غير نورتاب قرار مي گيرند.
 رسانه هاي غير نورتاب عبارتند از:
1 – تابلوهاي آموزشي: الف : تابلوهاي كچي: اين تابلوها از متداولترين و ارزانترين تابلوهايي هستند كه بكارگيري آنها بسيار ساده و آسان است. در استفاده ا