نقشه غدیر

الحمدالله الذي جعلنامن المتمسكين بولاية علي ابن ابي طالب واولاده المعصومين عليهم السلام
مباحثي پيرامون ايام غديريه و آموزش بنر در 5 بحث ارائه مي گردد: 1.ضرورت تبليغ دين
2.پاسخ به چرايي تبليغ در ايّام خاص غديريّة
3.دليل استفاده از ابزارهاي سمعي و بصري براي تبليغ
4.چرايي استفاده از بنر جغرافياي غدير
5.شيوه ي استفاده و روش هاي اجراي آن در محافل عمومي و تخصصي


 اما الاول:     

با گسترش دين مبين اسلام، شور و اشتياقي عجيبي در ميان تازه مسلمانان ايجاد شده بود و همهمه ي گسترش جغرافيايي اين دين پويا، سبب شد تا مردم، گروه گروه براي جنگ با مشركين اعلام آمادگي و شركت نمايند. اما آيه اي بسيار عميق و در خور توجه، نه تنها ذهن نخبگان را به خود جلب كرده بود بلكه سبب ايجاد محافل علمي و بحث و گفتگو در معارف و نكات اين آيه شده بود كه تاكنون ادامه دارد. خداوند متعال در سوره توبه فرمود: «وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ»  اين آيه  كه با آيات گذشته در زمينه جهاد پيوند دارد، اشاره به واقعيتي ميكند كه براي مسلمانان جنبه حياتي داشت و آن اين كه: گر چه جهاد بسيار پر اهميت است و تخلف از آن ننگ و گناه، ولي در مواردي كه ضرورتي ايجاب نميكند كه همه مؤمنان در ميدان جهاد شركت كنند، «نبايد همه به جهاد بروند بلكه لازم است هر جمعيتي از مسلمانان به دو گروه تقسيم شوند گروهي فريضه جهاد را انجام دهند، و گروه ديگري در مدينه بمانند و معارف و احكام اسلام را بياموزند» مخصوصا در مواقعي كه پيامبر صلّي الله عليه و آله شخصا در مدينه باقي بماند. اين بدان معناست كه تا مسلمانان در مسأله جهاد با جهل، پيروز نشوند در جهاد با دشمن پيروز نخواهند شد، زيرا يك ملّتِ جاهل، همواره محكوم به شكست است.      ازين رو ارسال مُبلّغ دين از زمان حيات پربركت خودِ سول خدا صلي الله عليه و آله و سلم آغاز و تا به امروز در اقصا نقاط جهان ادامه يافته است. به عنوان نمونه در ماه مبارك رمضان سال دهم هجري، پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله اميرالمؤمنين عليه السلام را به مأموريت يمن فرستاد. حضرت شش ماه قبل، خالدبن وليد، فرمانده نظامي قريش - كه تازه مسلمان بود- را به نقاط مرزي يمن فرستاده بود تا زمينه نفوذ اسلام در آن جا را فراهم سازد. اما خالد ناكام مانده بود . بدين منظور رسول خدا صلي الله عليه و آله تصميم گرفت اميرالمؤمنين عليه السلام را به اين مأموريت مهم بفرستد. ناگفته نماند كه هدف از اعزام خالد به اين مأموريت مهم با اين كه رسول خدا صلي الله عليه و آله از قبل مي دانستند كه خالد در اين مأموريت موفق نخواهد شد، اين است كه شفاف به همگان بفهماند حتي در ابلاغ پيام هاي مهم و دعوت به دين اسلام، كسي جز اميرالمؤمنين عليه السلام و پيروان ايشان لياقت آن را نخواند داشت. اميرالمؤمنين عليه السلام در اين سفر دو مأموريت مهم داشتند: 1 - تبليغ دين اسلام در يمن.
2 - سفر به منطقه مسيحي نشين نجران (واقع در شمال شرقي يمن) و اخذ مطالبات و جزيه (*) از آن ها.
حضرت به دستور رسول خدا صلي الله عليه و آله همراه 300 نفر عازم اين سفر شدند .
رسول خدا صلي الله عليه وآله به بدرقه آن ها آمد و با دست هاي مبارك خود پرچم و بيرقي مخصوص آماده نمود و به اميرالمؤمنين عليه السلام داد. سپس به سر مبارك اميرالمؤمنين عليه السلام عمامه بست و به ايشان فرمود: «برو و به اين سو و آن سو توجه نكن. و چون به يمن رسيدي، قبل از جنگ، با هر كس كه بر خورد نمودي، اين گونه بگو: آيا مايليد لا اله الا الله بگوييد؟ اگر قبول كردند، بگو: آيا نماز مي گذاريد؟ اگر قبول كردند، بگو: آيا اجازه مي دهيد از اموالتان مقداري به عنوان صدقه براي فقرايتان جدا كنم؟ اگر پذيرفتند، پس چيز ديگري از آن ها نخواه . به خدا قسم! اگر خداوند به دست تو يك نفر را هدايت بكند، بهتر است از هر آنچه خورشيد بر آن ها طلوع و غروب مي كند ».
      اميرالمؤمنين عليه السلام در ماه مبارك رمضان رهسپار اين سفر تبليغي شد و بعد از طي مسيري طولاني در بيابان هاي حجاز، سرانجام قبل از ماه شوال سپاه تبليغي اسلام به محل سكونت قبيله بزرگ هَمْدان رسيد. سپاه خسته از سفري طولاني بود. بدين خاطر آن روز را پذيراي دامان گرم قبيله پر مهر هَمدان شد و شب را نيز در آغوش طبيعت زيباي جنوب حجاز بياسود . سحرگاهان روز بعد، اميرالمؤمنين عليه السلام شروع به مرتب نمودن صفوف لشكريان نمود و نماز صبح را به جماعت و در اوج شكوه و عظمت به پا داشت. همدانيان مات و مبهوت نيايش سحر خيزان تازه وارد بودند. ابتداي صبح اميرالمؤمنين عليه السلام قبيله همدان را فراخواند. و پس از حمد و ثناي الهي، نامه پيامبر خدا صلي الله عليه و آله را قرائت كرد. سخنان پيامبر صلي الله عليه وآله كه ز
بان مبارك نفس النبي حضرت اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب عليه السلام به گوش مردم رسيد، بر قلوب همدانيان نشست و اسلام آوردند . اسلام آوردن سريع قبيله بزرگ و مهم همدان، آن چنان شادي آفرين بود كه اميرالمؤمنين عليه السلام بلافاصله اين خبر مسرّت بخش را در نامه اي به پيامبر صلي الله عليه وآله نوشت و با پيكي به مدينه فرستاد. پيامبر صلي الله عليه وآله پس از دريافت نامه، آن چنان شادمان گرديد كه بلافاصله سجده شكر نمود و خداوند را سپاس گفت و فرمود: «درود وسلام بر همدان».  در اين زمان نامه اي از رسول خدا صلي الله عليه وآله رسيد. در آن نوشته شده بود: « پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله عازم حج است. پيامبر صلي الله عليه و آله از حضرت علي عليه السلام خواسته بود كه برگردد تا در اين حج او را همراهي كند ».
     با اندك تأملي در اين جريان ناب تاريخي، ضرورت تبليغ دين به وضوح به دست مي آيد از اين رو بر همه ي نخبگان علمي و طلاب علوم ديني، تبليغ دين اسلام يك فرض شده است و لازم است بدانيم كه تبليغ جهادي، و صلابت در ارائه معارف و احكام دين، شيوه ي اميرالمؤمنين عليه السلام است. خداوند متعال بر كساني كه در امر جهاد كاهلي مي ورزند آيه اي بسيار تكان دهنده اي دارد و مي فرمايند:
 «قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ في سَبيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّي يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقينَ» . حال كه خداوند متعال منت نهاد و ما را جزء سربازان ولايت قرار دد، پس چه نيكوست كه شكر اين نعمت بجاي آورده و زكات علم خود را ادا نماييم «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابي لَشَديدٌ»
چشم وا كن اُحُد آيينهء عبرت شد و رفتدشمن باخته بر جنگ مسلط شد و رفت
آنكه انگيزه اش از جنگ غنيمت باشد با خبر نيست كه طاعت به اطاعت باشد
داد و بيداد كه در بطن طلا آهن بود  چه بگويم كه غنيمت ركب دشمن بود
داد و بيداد برادر كه برادر تنهاست             جنگ را وا مگذاريد پيمبر تنهاست
يك به يك در ملاء عام و نهاني رفتند همه دنبال فلاني و فلاني رفتند
همه رفتند غمي نيست علي مي ماند جاي سالم به تنش نيست ولي مي ماند
مرد، مولاست كه تا لحظهء آخر ماندهدشمن از كشتن او خسته شده در مانده
در دل جنگ نه هر خار و خسي مي ماندجگر حمزه اگر داشت كسي مي ماند
مرد آن است كه سر تا قدمش غرق به خون            آنچناني كه علي از اُحُد آمد بيرون
 اما الثاني: (پاسخ به چرايي تبليغ در ايّام خاص غديريّة) (قربان تا غدير - غدير تا مباهله)(10-25 ذي الحجه)      به دو دليل مهم اشاره مي شود:
1.مهم ترين فرمان الهي بر رسول خدا صلي الله عليه و آله در اين ايام نازل شد كه همان تبليغ و اعلان همگاني وصايت اميرالمؤمنين عليه السلام در روز غدير خم بود ابلاغي كه تمام زحمات رسالت رسول خدا صلي الله عليه و اله در گرو آن يود: «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرينَ»  بنابراين ما نيز با تأسي به كلام وحي، اين ايام را به عنوان ايام تبليغ دين مبين اسلام و تبليغ ولايت اهل بيت عليهم السلام برمي گزينيم تا ان شاء الله مورد مورد رضايت حضرت ولي عصر عجّل الله تعالي فرجه الشريف قرار گيرد.
2.ايّام شاد غديريّه كه از دهم ذي الحجّه (ماه ولايت) شروع و تا بيست و پنجم اين ماه ادامه دارد، شاهد وقايع تاريخي بسيار بزرگي است كه سال ها علماي مذهب حق در محافل خصوصي و مناظرات علمي براي اثبات حقانيت تشيع به اين وقايع تاريخي استناد كرده اند. هم چنين وعّاظ و سخنوران مذهب جعفري عليه السلام كه در مجالس عمومي به بيان فضائل و مناقب اهل بيت عليهم السلام به ويژه مناقب وجود مقدس اميرالمؤمنين عليه السلام مي پرداختند، هماره از اين وقايع به عنوان محوري ترين مباحث اعتقادي ياد مي كردند.
و چه نيكو خداوند متعال در عالم تكوين مهمترين مسائلي كه شيعه بر اثبات حقانيت مذهب خود دارد را در اين ايام شاد، با محوريت غدير گرد هم در آورده است. تقويم ايام غديريه: دهم و يازدهم ذي الحجّه سال 10 هجري: عيد قربان و بيان حديث ثقلين در مسجد خيف.
دوازدهم ذي الحجّه: تسليم نشانه هاي پيامبران به اميرالمؤمنين عليهم السلام به دستور خداوند متعال   
سيزدهم ذي الحجّه: نزول لقب خاصه ي «اميرالمؤمنين» براي علي بن ابي طالب عليه السلام از سوي خداوند متعال و اعتراض منافقان
چهاردهم ذي الحجّه: اعطاي فدك به حضرت زهرا سلام الله عليها در سال هفتم هجري
پانزدهم ذي الحجّه: تولد امام هادي عليه السلام امام زيارت جامعه ي كبيره و زيارت غديريّه (روز زيارت)
هفدهم ذي الحجه: رسيدن به منطقه ي قديد و نزول آيه ي محبت (سوره مباركه ي مريم سلام الله عليها آيه هاي 96 و 97) و دعاي پيامبر صلي الله عليه و آله براي تثبيت حبّ اميرالمومنين عليه السلام در قلوب مؤمنين
هجدهم ذي الحجّه: غدير خم و نزول امر الهي به ابلاغ ولايت اميرالمومنين عليه السلام در حضور مسلمين هم چنين عيد اديان در اين روز مي باشد به علاوه آنكه پس از هلاكت خليفه ثالث، آغاز حكومت ظاهري اميرالمؤمنين پس از 25 سال خانه نشيني در اين روز واقع شد. و نكته ديگر آن كه در اين روز بزرگ علاوه بر خطبه بسيار مهم رسول خدا صلي الله عليه و اله روز تأكيد بر حديث منزلت نيز مي باشد.
بيستم ذي الحجه: روز آخر بيعت، بيعت زنان و تكرار ماجراي اصحاب كهف در مورد مردي كه در پيش پيامبر صلي الله عليه و اله به انكار غدير برخاست و به عذاب الهي گرفتار شد
بيست و يكم ذي الحجه: نقشه ترور پيامبر صلي الله عليه و آله در كوه هرشي توسط منافقين و نافرجام ماندن آن
بيست و چهارم ذي الحجه: عيد بزرگ مباهله و هم چنين ماجراي خاتم بخشي اميرالمؤمنين عليه السلام و نزول آيه ي ولايت در شأن ايشان به علاوه روز نزول آيه ي تطهير و همچنين داستان حديث كساء
بيست و پنجم ذي الحجه: نزول سوره ي مباركه ي هل أتي پس از جريان فداكاري سه روزه ي اهل بيت عليهم السلام
 جهت مطالعه ي داستان و وقايع اين مناسبت ها و چگونگي استفاده و  استدلال از اين مناسبت ها بر اثبات حقانيت تشيع به كتاب «درسنامه ي ايام غديريه» مراجعه نماييد. اما الثالث: حكمت و عنايت الهي، اقتضا دارد كه معجزه هر پيامبري متناسب با علم و هنر رايج در آن زمان باشد تا امتياز و برتري اعجاز آميز آن را بر آثار بشري به خوبي درك كنند. امام هادي  عليه السلام در پاسخ ابن سكيت كه پرسيد: چرا خداي متعال، معجزه حضرت موسي  عليه السلام را يد بيضا و اژدها كردن عصا،  معجزه حضرت عيسي شفا دادن بيماران،... قرار داد ايشان فرمودند: هنر رايج در زمان حضرت محمد  صلي الله عليه و آله يا حضرت موسي  عليه السلام شعر و سحر و جادو بود از اين روي خداي متعال معجزه آن حضرت را شبيه كارهاي آنان قرار داد تا عجز و ناتواني خودشان را از آوردن مانند آن دريابند. عصر خاتم الانبياء عصر سخن و كلام بود، توجه مردم به سخن عالي بود، لهذا معارف عاليه اسلام به صورت سخنان عالي و در لباس فصاحت و بلاغت كامل اداء شد.
اما امروزه با گسترش، فراگيري و تبادل اطلاعات، كه از طريق ابزارهاي ديداري و شنيداري انجام مي گيرد پس بايد به سرعت، فرهنگ استفاده از اين نوع ابزار جهان شمول در دستان توانمند مبلغين دين مبين اسلام قرار گيرد. از اين رو با توجه به گوناگوني ابزار تبليغي، از هر چه كه بتوان در مسير تبليغ مناقب اهل بيت عليهم السلام بهره برد بايد از آن استفاده نمود. چراكه سينما و به طور كلي رسانه، آكنده از معانيِ نهفته اي است كه آن ها را در پس خود دارد و در جامعه پخش مي كند و از طرفي ميكوشد با مهار اين معاني، آنها را به معنايي يگانه تبديل كند، معنايي كه كاركردِ جهانبينيِ غالب در جامعه را داشته باشد.
 اما الرابع: (چرايي استفاده از بنر جغرافياي غدير) لازم است پيش از بحث از چگونگي استفاده از بنر جغرافياي غدير مقدمه اي مهم را متذكر شوم. تقسيم بندي كلي رسانه ها: . رسانه هاي معياري: شامل آن دسته از مواد ديداري و شنيداري مانند عكس ها و اشياء واقعي كه براي نشان دادن نتايج دستيابي و شرح و بازسازي و تفسير از آن استفاده مي شود. اين رسانه ها خود جزئي از معيار تحقق يافتن هدف يادگيري است.
2. رسانه هاي ميانجي: كمك به شاگردان براي كسب بصيرت و دانش نسبت به چند پديده و اتفاق مانند نمودار. اين رسانه ها خود جزء معيار هدف نيستند بلكه وسيله اي براي رسيدن به هدف هستند.
رسانه هاي تصويري غير نورتاب: يكي از بهترين و كامل ترين تقسيم بندي هايي است كه تاكنون به عمل آمده است . در اين تقسيم بندي مواد و وسايلي مانند فيلم متحرك ، اسلايد، اورهد، تلق شفاف و پروژكتورها و رسانه هايي مانند اشياء سه بعدي، پوستر، تصاوير، نمودارها كه در دسته غير نورتاب قرار مي گيرند.
 رسانه هاي غير نورتاب عبارتند از:
1 – تابلوهاي آموزشي: الف : تابلوهاي كچي: اين تابلوها از متداولترين و ارزانترين تابلوهايي هستند كه بكارگيري آنها بسيار ساده و آسان است. در استفاده از اين تابلوها از روش هايي زير سود جسته مي شود:
*- الگو : اين روش براي ترسيم نقشه ها و تصاويري كه مرتباٌ توسط معلم استفاده مي شود بكار برده مي شود . استفاده از اين روش متضمن صرفه جويي در وقت و انرژي معلمان است . مثال : معلم جغرافيا نقشه كشورهاي مشخص شده را بروي كاغذ نازكي ترسيم نموده و حدود مشخص شده را با سنجاق و يا ميخ آن را مشخص مي كند.
*- قالب : استفاده از اين روش براي ترسيم اشكال ظريف و دقيق هندسي در زمان كوتاه براي ميسر مي كند . مانند شابلن.
*- شبكه يا جدول :
اين روش مختص بزرگ كردن تصاوير كوچك بر روي تابلوهاي گچي است.
*- پنهاني : اين روش هم براي معرفي پروژه هاي دسته جمعي شاگردان و هم براي تدريس براي معلمان مورد استفاده قرار مي گيرد.
 ب – تابلوهاي پارچه اي: يكي از انواع تابلوهايي است كه بر اساس اصل چسبندگي دو سطح پرزدار تهيه و مورد استفاده قرار مي گيرد . در كاربرد اين تابلو مي توان دو حس ديداري و شنيداري شاگردان را بكار گرفته و هر گونه مطلبي را بصورت عيني ارائه دهيد. جابجا كردن نوشته ها و تصوير بروي تابلو امكان نوعي حركت و تبليغ را به معلم مي دهد. متغير سرعت يكي از مزاياي اين گونه تابلوهاست و امكان مشاركت شاگردان به همكاري آنها در تدريس نيز فراهم مي گردد. تنها محدوديت اين تابلو اين است كه كاربرد اين گونه تابلوها مستلزم قدري مهارت مي باشد.
ج – تابلو هاي مغناطيسي : اين تابلو ها بر اساس اصل جذب فلز است به طرف آهن ربا تهيه و مورد استفاده قرار مي گيرد. از محدوديت هاي عمده اين تبلوها سنگيني آنهاست و به علاوه دشواري تهيه مجدد و گم شدن آهن ربايي است كه براي نگهداري تصاوير بر روي تابلوها از آنها استفاده مي شود. در استفاده از تابلوهاي مغناطيسي اشياء سه بعدي مغناطيسي كوچك را مي توان بكار برد.
د _ تابلوهاي الكتريكي : در ساختمان اين گونه تابلوها مي توان از چوب يا موارد مشابه ديگر استفاده كرد. به كمك مقداري سيم، يك لامپ كوچك، چراغ قوه و يا زنگ اخبار تابلوي ارزشمندي را تهيه كرد. اين تابلوها در مستقل بار آوردن فراگير مؤثر است . زيرا دانش آموز يا فراگير مي تواند به كار خودش از آن استفاده كرده و به خاطر بسپارد و سريع وسيله را كه درست كرده ارزيابي كند و روشن شدن لامپ و زنگ اخبار را مشاهده كند . به عبارتي شاگردان نياز كمتري به معلمان دارند و خود مي توانند صحت و سقم پاسخ ها را حدس بزنند.
 نكاتي كه در تهيه يك پوستر يا بنر بايد رعايت شود: 1 – خلاصه بودن : يعني بتوان در عرض چند ثانيه آن را بيان كرد ، جملات ساده باشد و تعداد آن نبايد از 8 كلمه تجاوز كند . عنوان پوستر بايد در يكي از اين كلمات قرار گيرد. خلاصه بودن از نظر موضوعي: دستوري ( لامپ اضافي خاموش) - پرسشي (آيا راههاي سرايت بيماري هپاتيت را مي دانيد)  پيشنهادي: (از دست دادن با افردا مشكوك به آنفلوانزا خودداري كنيد.)
2 – سادگي : نوعي زيبايي است هر چقدر پوستر ساده تر باشد تاثير آن بيشتر است.
3 – بداعت : پوسترها و چارت ها بايستي بديع و جالب و نو باشد . استفاده از نظرات افراد ديگر در اين زمينه نيز مفيد است.
4 – طرح و نقاشي : تصاوير بايد براي مخاطبان سريعاٌ قابل درك باشد. بر حسب عادت بيشتر نظر بينندگان به سوي نقاشي و طرح جلب مي شود.
5 – تنظيم : نحوه قرار گرفتن طرح و نوشتار  را بايستي چندين با تغيير داد تا بهترين تصاوير به دست آيد تا بر بيننده تاثير گذارد. استفاده و بهره گرفتن از پوسترهايي كه قبلاٌ  تهيه شده به شما كمك مي كند .
6 – رنگ ها : مبيّن ايده ها و احساسات بوده و هستند و نبايد از آن ها براي تزيين استفاده كرد . رنگ ها حامل پيام هستند. خطوط نيز مانند رنگها داراي معنا و مفهوم هستند. كما اين كه خطوط افقي پايداري و سكون را نشان مي دهد. خطوط مارپيچ حركت را مي رساند.
 در خصوص رنگها معمولاٌ رنگهاي تيره در زمينه كم رنگ و رنگ هاي روشن روي زمينه تيره بكار مي برند . تجربه نشان داده است كه رنگ سياه روي زمينه زرد درخشندگي قابل توجهي دارد .
سعي شده است تمام ويژگي هاي فوق در طراحي اين بنر نهادينه شود كه با نصب آن در محيط هاي عمومي و تخصصي گوياي مطلب خواهد بود حتي اگر استاد آموزشي آن هم نباشد. چراكه بسيار گويا تقويم ايام غديريه به همراه نقشه ي جغرافيايي مسير حجة البلاغ (حجة الوداع) در آن نهادينه شده است هم چنين تصاوير پويانمايي (انيميشني) متناسب با موضوعات مهم اين ايام در قسمت ديگر اين بنر به تصوير در امده است كه هر كس با هر سليقه اي از آن بهره خواهد برد. اما الخامس: شيوه ي استفاده از اين بنر
نكاتي پيش از اجرا:
 1.حتما پيش از اجرا اگر از سيستم صوتي استفاده مي كنيد، نسبت به صحت آن ها اطمينان لازم را به دست آوريد تا در وسط اجرا به مشكل برنخوريد.
2.نسبت به نصب آن در جايگاه مربوطه دقت لازمه را داشته باشيد تا در معرض ديد همگان باشد. هم چنين نسبت به نور بر روي قشه دقت فرماييد.
3.پيش از اجرا، مطالب و چگونگي تطبيق بر نقشه را چند بار نزد خود يا افراد خبره اجرا نماييد.
4.با توجه به اين كه حجم مطالب و ارائه ي كامل بحث وقت زيادي خواهد برد (يك دهه يا يك ماه يا بيشتر) بدين خاطر سعي كنيد چينش مطالب بگونه اي باشد كه هر جلسه اي نتيجه ي مطلوب و وافي را داشته باشد.
5.اين بنر را مي توانيد به گونه ي سريالي و در هر شبي يك يا چند بحث از آن را اجرا و ارائه نماييد. هم چنين قابليت آن را دارد كه در يك كجلس چند دقيقه اي حداقل يك نكته از آن را بيان نماييد.
6.دقت داشته باشيد كه چهره ي ظاهري شما در هنگام شروع بسيار مهم است.
7.مطالعه ي دقيق نقاط نقشه، تقويم ايام و داستان آن و تصاوير
 براساس حديث حذيفه 14نفراز منافقين مي خواستند از ظملت شب استفاده كرده و با رماندن شتر پيامبر آن حضرت راترور كنند كه موفق نشدند

 توضيح مختصري در خصوص طراحي بنر و نقشه ي آن: در اين بنر شما سه قسمت را مشاهده مي نماييد:
1.سمت راست آن (تقويم ايام غديريّه)
2.بخش مياني (نقشه ي حجة البلاغ)
3.سمت چپ آن (تصاوير پويانمايي «انيميشن» از وقايع مهم اين ايّام)
از اين رو شما مي توانيد نسبت توليد مطالب و محفل بحث، از يك يا هر قسمت اين بنر استفاه نماييد. به عنوان مثال در يك جلسه ي بنر خواني 5 دقيقه اي، مي توانيد با اشاره بر يكي از تصاوير پويانمايي «انيميشني» كه در سمت چپ بنر به تصوير كشيده شده است، استفاده نماييد و بحث خود را به پايان رسانيد. در ادامه نمونه هايي از اجراي بنر در جلسات مختلف با سلائق گوناگون را خوايد ديد.
 جهت دقت در مطالعه، سير ذيل پيشنهاد مي گردد:
1.بيان اجمالي تاريخ و وقايع حجة البلاغ
2.بيان داستان و توضيح مناسبت هاي ايام غديريه
3.بيان داستان و توضيح تك تك نقاط بنر
 بيان اجمالي تاريخ و وقايع حجة البلاغ مقدمه: مسلمانان سال 10 هجري را مي توان به چهار قسمت تقسيم كرد:
1.مسلمانان مخلصي همچون سلمان وابوذر ومقداد......كه جمعيت زيادي نبودند
2.تازه مسلماناني كه بعد از فتح مكه به خاطر قلبه ي اسلام مسلمان شده بودند و حتي بعضي از آن ها بر ضد اسلام شمشير زده و از جريانات روز اسلام اگاهي نداشته بودند كه متأسفانه جمعيت آن ها نسبتاً زياد بود!
3.افراد شهوت پرست و دنيا طلب كه هدفي جز مقاصد دنيوي نداشتند و به قول معروف (حزب باد) بودند.
4.منافقين و سردمداراني كه به ظاهر مسلمان بودند كه خداوند خطر آن ها را در آيه 101 سوره مباركه توبه به پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله گوشزد مي كند: «وممّن حولكم من الاعراب منافقون ومن اهل المدينه مردواعلي النفاق لاتعلمهم نحن نعليمهم سعد بهم مرتين ثم يردون الي عذاب عظيم»
با وجود اين شرايط لازم بود تا در فرصتي مناسب، مهم ترين فرمان خداوند متعال توسط پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله ابلاغ گردد. از اين رو، حجة الوداع بهترين فرصت و منطقه ي غدير خم بهترين بستر براي اين ابلاغ بود.
 آهنگ حج سال دهم هجري، با نزول آيه ي 27 سوره مباركه ي حج: « وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالاً وَ عَلي كُلِّ ضامِرٍ يَأْتينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَميقٍ» و ابلاغ آن به مردم توسط رسول خدا صلي الله عليه و آله، عده اي در تمام نقاط مدينه و قبايل اطراف راه افتاده و اعلام كردند كه پيامبر خدا صلي الله عليه و آله قصد انجام حج و بيان احكام آن را به صورت عملي دارند و همه دعوت به شركت به اين سفر شدند. اين دعوت به قدري مهم بود كه گروهي به طرف يمن حركت كرده تا لشكر اسلام را كه به فرماندهي اميرالمونين عليه السلام كه براي تبليغ دين اسلام در يمن و جمع آوري خمس وزكات و جزيه از نجرانيان به يمن و نجران رفته بودند، را با خبر كنند.
مسيرحركت موكب نبوي
اين اجتماع عطيم به رهبري رسول خدا صلي الله عليه و آله در روز شنبه مصادف با 25 ذي القعده به منطقه ذو الحليفه  و مسجد شجره رسيده و در آن جا كه ميقات اهل مدينه است، نيت عمره كرده و فرمودند: «لبيك الهم لبيك لا شريك لك لبيك ان الحمد و النعمة لك و الملك لا شريك لك لبيك». و بدين صورت همه مُحرِم شدند تا عاشقانه به سوي كعبه دلها بشتابند.
كاروان دوباره به حركت در آمد تا اين كه بامداد صبح يكشنبه 26 ذي القعده در منطقه ملل  رسيده و در آن جا استراحت كردند.
 سپس حركت خود را ادامه داده نماز مغرب و عشاء را در منطقه (سياله ) خواندند و شبانه به حركت خود ادامه دادند.
هنگام نماز صبح به منطقه (عرق الظبيه ) رسيدند و در آن جانماز صبح را اقامه فرمودند.
پس از مقداري حركت، در روز دوشنبه 27 ذي القعده در منطقه ( روحاء) فرود آمدند.
پس از كوچ از آن جا نماز عصر را در (منصرف) ادا فرمودند.
و نماز مغرب و عشاء را در (متعشي) خواندند و در همان جا غذا ميل فرمودند و به حركت ادامه دادند.
در روز سه شنبه 28 ذي القعده نماز صبح را در (اثاثيه ) خواندند.
پس از حركت بامداد سه شنبه را در(عرج) درك كردند و در نقطه اي كه بنام (لحمي جمل) معروف است كه در فراز و نشيب هاي حجفه است آن حضرت حجامت .
 پس از آن جا حركت كرده و صبح چهارشنبه 29 ذي القعده در منطقه (سقياء) فرود آمدند.
و پس از حركت از آن جا نماز صبح روز پنج شنبه 30 ذي العقده را در (ابواء) خواندند.
روز جمعه به (جحفه) رسيدند و از آن جا به (قديه) رفته و روز شنبه 2 ذي القعده را در آن جا درك فرمودند.
روز يكشنبه 3 ذي الحجة (عساق) بودند.
در روز دوشنبه 4 ذي الحجة در مرا الظهران بسر بردند و هنگام غروب آفتاب به (سرف) و پيش از اداي نماز مغرب به حوالي مكه رسيدند و در ثنتين (2كوه مشرف به مكه) فرود آمدند شب را در آن جا به سر بردند.
روز شنبه 5 ذي الحجه كاروان عظيم پيامبر از سمت شمال وارد مكه شدند.
بيان نكته: از نوع حركت كاروان پيامبر كه معمولا شب ها و يا پس از نماز عصر تا غروب حركت مي كردند: اشاره به شدت گرماي هوا در آن موقع بوده.
 ورود اميرالمؤمنين با كاروان يمن  از زيباترين قسمت هاي اين سفر، ملحق شدن اميرالمؤمنين عليه السلام به همراه سپاهيانش و همچنين 12 هزار نفر از اهل يمن به كاروان رسول خدا صلي الله عليه و آله بود.
جريان بدين صورت بود كه در روز يكشنبه 3 ذي الحجه اميرالمؤمنين عليه السلام در (يلملم) ميقات اهل يمن كه در جنوب مكه قرار دارد توقف كرده و مُحرِم شدند.
 و روز دوشنبه به منطقه (فتق) رسيده و در همان جا چادر زدند.
در اين هنگام اميرالمؤمنين عليه السلام براي كسب تكليف، خود را به كاروان پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله رساندند. پس از پايان انتظار يوسفانه ي رسول خدا و اميرالمؤمنين عليهما السلام، و پس از گفتگوهاي دلتنگي، حضرت به اميرالمؤمنين عليه السلام فرمودند: فردا همراه با كاروان خود وارد مكه شويد.
بنابراين اميرالمؤمنين به همراه كاروانشان در روز سه شنبه (5ذي الحجه ) از جنوب مكه، وارد اين شهر شدند.
نكته قابل توجه اين است كه مباحث معروف تاريخي كه دستاويز بعضي از اهل تسنّن است در همين ايام رخ داد و آن اين كه اميرالمؤمنين عيله السلام پس از رحمت پيامبر برگشتند ديدند بعضي از لشكريان پارچه ها و ديگر جزيه هاي دريافتي از مردم نجران را در ميان خود قسمت كرده اند كه اين خشم اميرالمؤمنين را به همراه داشت و حضرت فرمودند: اين اموال مربوط به مسلمين است و فقط با اجازه پيامبر بايد تقسيم شود! و تمام اموال را باز پس گرفتند. همين سبب شد كه بعصي عدالة علوي را برنتافته و درمكه نزد پيامبرزبان شكوه گشودند و از اميرالمؤمنين عليه السلام شكايت كردند!
 وقايعي كه در مكه انجام شد در مكه 5 واقعه مهم صورت گرفت:
1.انجام حج و بيان واجبات و مستحبات آن
2.خواندن دو خطبه در سرزمين مِني
3.اعطاء ودايع الهي به اميرالمؤمنين عليه السلام
4.اختصاص دادن لقب اميرالمؤمنين، به حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام
5.پيمان شيطاني!
هنگام انجام اعمال حج و بيان واجبات، گروهي كه هم چنان عقائد جاهليت و رسوم آن زمان را در ذهن داشتند و از طرفي لباس اسلامِ ظاهري را بدون ايمان بر تن كرده بودند، بر برخي از دستورات رسول خدا صلي الله عليه و آله و  واجبات خداوند متعال ايراد وارد كرده و اعمال جاهلي خود را انجام دادند!
در بعضي از تواريخ 3 خطبه در سرزمين مِني مطرح شده است كه يكي در صحراي عرفات در مسجد نمره و2 تا در سرزمين مني؛ لكن قدر مسلم همه تواريخ همين 2 خطبه است. طبق روايتي از امام محمد باقر عليه السلام كه مرحوم طبرسي آن را در كتاب خود آورده، در هر مكان جبرئيل به پيامبر عرضه مي داشت: امر ولايت را اعلام كن. اما رسول خدا صلي الله عليه و آله امتناع فرمودند كه دليل امتناع پيامبر اين بود كه امام باقر عليه السلام فرمودند: «فخشي رسول الله صلي الله عليه وآله قومه و أهل النفاق والشقاق أن يتفرقوا و يرجعوا إلي جاهلية لما عرف من عدواتهم و لما تنطوي عليه أنفسهم لعلي عليه السلام من العدواة و البغضاء، و سأل جبرئيل أن يسأل ربه العصمة من الناس و انتظر أن يأتيه جبرئيل عليه السلام بالعصمة من الناس من اللّه جلّ اسمه» . يعني حضرت هراسي از شخص يا از جانشان نداشتند، بلكه حضرت از اين مطلب هراس داشتند كه نا اهلان صداي عداوتشان را بلند كرده و در جمع بگويند: تو ابتدا حاكميت خودت را بر ما تحميل كردي و حال دامادت را مي خواهي بر ما حاكم كني و اين گونه مردم را منحرف كرده و به جاهليت برگردانند! به خاطر همين پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله منتظر فرصت مناسب بودند كه به اراده الهي، دين خدا از اين آفات معصون و محفوظ بماند، بهمين دليل در طول سفرحج دائما فضا را آماده براي اين امر مهم مي كردند، از جمله ايراد همين 2 خطبه بود. رسول خدا صلي الله عليه و آله پس از مراسم عيد قربان و در مسجد خيف خطبه اي مهم را ايراد كردند و در آن حديث گرانسنگ «ثقلين» را كه بارها بيان فرموده بودند اين بار نيز در اين تجمع بزرگ تكرار نموده تا حجت را كم كم بر همگان معرفي و تمام كرده باشد.
 پس از آن در روز 12 ذي الحجه و در مجلسي خصوصي، جبرئيل بار ديگر نازل شد و دستور خداوند آورد كه يا رسول الله: علم و ميراث علوم انبياي قبل، اسلحه، تابوت، و هر آن چه از نشانه هاي پيامبراين نزد توست را به وصي و خليفه بعد از خود (اميرالمؤمنين عليه السلام) تسليم نما. حضرت اين كار را كردند. اين ودايع بعد از اميرالمؤمنين عليه السلام به امامان ديگر سپرده شد تا امروز كه نزد امام زمان بقية اللَّه الأعظم عجّل الله تعالي فرجه الشريف است.
اما واقعه ي مهم روز 13 ذي الحجه دستوري است از جانب خداوند بر همه ي مؤمنين. بنا بر نقل علامه مجلسي (ره) جبرئيل نازل شد و لقب «اميرالمؤمنين» را به عنوان لقب اختصاصي حضرت علي ابن ابي طالب عليه السلام از جانب خداوند متعال آورد و اولين كسي كه حضرت را با همين لقب خطاب كرد، خود جبرئيل امين بودو عرضه داشت: «السلام عليك يااميرالمؤمنين». پس از آن پيامبر خدا صلي الله عليه و آله به بزرگان اصحاب و همگان دستور دادند تا نزد اميرالمؤمنين عليه السلام رفته و همين گونه به او سلام كنند. اما طبق رفتارهاي پيشين، ابوبكر و عمر صداي اعتراض را بلند كرده و گفتند: آيا اين از جانب خداوند است؟!!!در اين هنگام رسول خدا صلي الله عليه و آله به آن ها غضب كرده و فرمودند: «اين دستوري است از جانب خداوند.»
 امضاي صحيفه ملعونه براي دور نگه داشتن خلافت از اهل بيت عليهم السلام ابوبكر و عمر كه توسط دخترانشان از ماجراي معرفي اميرالمؤمنين عليه السلام به عنوان جانشيني رسول خدا صلي الله عليه و آله پس از اعطاي ودايع الهي به اميرالمؤمنين عليه السلام مطلع شدند، با چند نفر از هم پيمانانشان يعني ابوعبيده جرّاح و معاذ بن جبل و سالم مولي ابي حذيفه داخل مسجد الحرام پيمان بستند كه عليه اميرالمؤمنين عليه السلام اقدام كنند! اما خداوند كه مكر مكاران را هميشه براي رسولش بر ملا مي كرد اين بار نيز، با نزول آيات 3و4 سوره ي مباركه ي تحريم، از اين افشاءِ سِرّ، توسط دو همسرش (حفصه و عايشه) مطلع كرد و پس از آن پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله متوجه توطئه منافقين در هر لحظه بود. طواف وداع پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و خروج از مكه امروز اشك مكه جاري است. او ميبينيد كه كعبه ناطق در حال خروج از مكه است. رسول خدا صلي الله عليه و آله به همه ي حاجيان دستور علني داده بودند كه همه بايد در منطقه اي خارج از مكه فرود آيند، حتي كاروان هايي كه مسير بازگشتشان متفاوت هست، آن ها نيز بايد در اين ممنطقه خاص حضور داشته باشند. ساعاتي قبل از اذان صبح پيامبر خدا صلي الله عليه و آله دستور حركت داد. خود حضرت براي طواف وداع به مسجد الحرام آمد و پس از طواف، نماز خواند و با خانه خدا وداع كرد.
سپس حضرت به قافله پيوست و به سمت پايين مكه حركت كردند، و قبل از نماز صبح از كنار كوه ذي طُوي از مكه خارج شدند، و از كُدي به مُحَصّب بازگشتند و جاده منتهي به مدينه را در پيش گرفتند كه از تَنعيم به سَرف در شش مايلي مكه ميرسيد. در آن جا با طلوع فجر نماز صبح را خواندند و به راه ادامه  دادند.
كاروان عظيم پيامبر صلي الله عليه و آله با جمعيتي بالغ بر صد و بيست هزار نفر به سمت غدير در حركت بود و نمايي شگفت داشت. آنان پس از عبور از ضجنان به مَرّالظهران رسيدند و از آن جا به سمت عُسفان حركت كردند.
 در آن جا جبرئيل بر پيامبر صلي الله عليه و آله نازل شد و اولين نشانههاي حفظ الهي براي مسئله جانشيني را در آيات 95  - 92 سوره حجر آورد: «فَوَرَبّكَ لَنَسألنَّهُم أجمَعين، عَمّا كانوا يَعْمَلون، فاصدَع بِما تُؤمر و أعرض عَنِ المُشرِكين، اِنّا كَفَيناكَ المُسْتهزِئين» «قسم به پروردگارت از همه آنان درباره آن چه انجام ميدهند سؤال خواهيم كرد. پس آن چه به تو امر شده ابلاغ كن و از مشركين اعراض نما. ما تو را از شرّ مسخره كنندگان حفظ ميكنيم». با نازل شدن اين آيات، حضرت دستور حركت داد و سرعت كاروان را بيشتر نمود تا هر چه زودتر به «غدير خم» برسند و به طور رسمي ولايت اميرالمؤمنين علي بن ابيطالبعليهما السلام را اعلان كند. نزول آيه ي محبت، در وادي قديد با رسيدن به وادي قديد كه غدير خم د رانتهاي همين وادي قرار دارد، رسول خدا صلي الله عليه و آله دستور توقف دادند. با فرارسيدن هنگام نماز، همگي نماز جماعت را به امامت رسول اللَّه صلي الله عليه و آله خواندند. حضرت بعد از نماز صداي خود را بلند كرد و طوري كه همه بشنوند فرمود: «خدايا به علي محبت در قلوب مؤمنين، و هيبت و عظمت در دل هاي منافقين عنايت فرما». آن گاه اميرالمؤمنين عليه السلام را فراخواند و در حضور مردم فرمود: «يا علي، دستهاي خويش را به سوي آسمان بلند كرده و دعا كن تا من آمين بگويم. يا علي بگو: خدايا، براي من نزد خود عهد و پيماني قرار ده، و براي من در پيشگاه خود دوستي و مودت قرار ده، و براي من در قلب مؤمنين محبتي قرار ده».
اميرالمؤمنين عليه السلام دعاي حضرت را تكرار كرد و ايشان آمين گفت. سپس پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: «يا علي، هر دعايي براي خود دوست داري بنما تا آمين بگويم». اميرالمؤمنين عليه السلام هم سه بار اين دعا را تكرار كرد: «خدايا مودّت و محبت مرا تا روز قيامت در قلوب مردان و زنان مؤمن پايدار و ثابت فرما». و پيامبر صلي الله عليه و آله آمين گفت.
بعد از اين دعا بود كه آيات 96 و 97 سوره مباركه مريم سلام الله عليها بر پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله نازل شد.
 اين دعاها در مقابل مسلمانان موقعيتي عظيم و شگفت آور براي اميرالمؤمنين عليه السلام پديد آورد، لذا منافقين آرام ننشستند و سخناني گفتند كه قلب پيامبر صلي الله عليه و آله را آزرد، ولي خداوند با نزول آيات 24- 12 سوره مباركه هود رسول گرامي اش را دلگرم ساخت. غدير خم پيش از ظهر روز دوشنبه 18ذي الحجه، كاروان حج به منطقه ي غدير خم رسيد. «غدير خُم» بركه و آبگيري بود كه بين راه مكه و مدينه قرار داشت. منافقيني كه از جريان اعلان وصايت باخبر بودند، در فكر نقشههاي خود بودند. از اين رو عدهاي از آن ها جلوتر از قافله حركت كردند و از غدير گذشته و تا نزديكيهاي جحفه پيش رفتند!! آن ها با اين كارشان ميخواستند عدهاي از مسلمانان را به دنبال خود روانه كنند تا عملاً برنامه غدير انجام نشود. اما آن ها كه لباس اسلام بدون ايمان بر تن كرده بودند، نمي دانستند كه پيك وحي از جانب خداوند، مكر آن ها را نزد رسول خدا صلي الله عليه و آله بر ملا خواهد كرد. با نزول ايه ي «ياايها الرسول بلغ ماانزل اليك من ربك وان لم تفعل فما بلغت رسالته واليه يعصمك من الناس ان اليه لايهدي القوم الكافرين»، پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله وقتي به غدير رسيدند عدهاي را فرستادند تا آن ها را بازگردانند و اين گونه يكي ديگر از توطئه هاي منافقين نافرجام ماند.  اينك نماي چند درخت كهنسال و بركه «خُم» از دور پيدا بود. اين سرزمين به پيامبر صلي الله عليه و آله خوش آمد ميگويد و حضرت نيز آن را مقدّس ميداند، زيرا كه از آن جا نداي ولايت بر تارك زمان نقش بست تا به گوش جهانيان تا آخر دنيا برسد. هنوز از طرف خداوند متعال نازل مي شود و كار تمام مي كند.
صداي موذن بلند شد و با تشكيل صف هاي نماز، همگان شاهد يك اجتماع با شكوه، زير تابش گرم آفتاب، بودند. اجتماع عظيمي كه در اسلام بي سابقه بود! پيامبر خدا صلي الله عليه و اله در جلوي جمعيت قرار گرفته و نماز را اقامه كردندپس از نماز همه منتظر سخنراني پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله بودند. ابتدا چند نفر كه صداي بلندتري داشتند مأمور شدند كلام حضرت را براي افراد دورتر تكرار كنند تا همه سخنان حضرت را بشنوند. همچنين دو نفر شاخههاي اطراف منبر را كه قابل بريدن نبود با دست نگه  داشتند تا جايگاه بهتر ديده  شود.
 رسول خدا صلي الله عليه و آله به سمت منبر رفت و در آخرين نقطه آن ايستاد، سپس اميرالمؤمنين عليه السلام را فراخواند تا از منبر بالا بيايد. اميرالمؤمنين عليه السلام يك پله پايينتر از پيامبر صلي الله عليه و آله و احتراماً كمي مايل به ايشان ايستاد.
در آن لحظات حساس منافقين هنوز در فكر توطئههاي خود بودند. آن ها در اقدامي جدي عدهاي از هواداران خود را مأمور كردند تا نزديك منبر بنشينند و وقتي پيامبر صلي الله عليه و آله ميخواهد سخنراني را شروع كند از بين جمعيت برخيزند و پراكنده شوند تا عملاً مجلس را برهم زنند و برنامه ادامه پيدا نكند. اين نقشه شوم در آغازين لحظات استقرار پيامبر صلي الله عليه و آله و اميرالمؤمنين عليه السلام بر منبر عملي شد. رسول اللَّه صلي الله عليه و آله ابتدا صبورانه به آن ها نگريست و منتظر ماند تا خودشان از عمل زشتشان دست بردارند. اما وقتي جدي بودن توطئه را احساس كرد به اميرالمؤمنين عليه السلام دستور داد تا از منبر پايين رود و از تفرقه مردم جلوگيري كند و همه را مقابل منبر جمع نموده، مجلس را منظم نمايد.
پس از منظم شدن جمعيت، اميرالمؤمنين عليه السلام دوباره به جايگاه خود بازگشت.
 پيامبر در يازده محور اصلي صحبت كردند: 1.حمدوثناي الهي وبيان صفات باري تعالي وابرازبندگي درمقابل ذات الهي
2.اعلام ايه تبليغ واستشهادبه ايه ولايت آنها
3.اعلام امامت 12حجه تاآخر دنيا كه اطلاعه ازآنها واجب است وولايت آنها عمو متين داشته ودرهمه زمانها ومكانها نافذ است
4.اصلي ترين قسمت خطبه، اعلام وصايت و ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام بود.
5.اعلام آيه ي اكمال دين
6.اعلام برائت خدا و رسولش از معاندين و منافقين و اصحاب صحيفه ي ملعونه
7.بيان آني ولايت و محبت اهل بيت عليهم السلام و اين كه صراط مستقيم صراط من و اهل بيتم هست
8.معرفي يك يك ائمه ي معصومين عليهم السلام، به ويژه اوصاف امام زمان عجل الله تعالي فرجه
9.اعلام اين كه من براي علي عليه السلام از شما بيعت مي گيرم و كسي كه اين بيعت را بشكند خودش منحرف شد و به عهد الهي وفا نكرده و كسي وفا كند خداوند به او أجر مي دهد
10.بيان جاودانگي اين حكم الهي و نيز فرمودند: بالاترين امر به معروف و نهي از منكر تبليغ غدير است
11.گرفتن بيعت لساني
 حضرت به همين نيز اكتفا نكرده و به رسم عرب كه بر سر جانشين خود عمامه ي خود را مي بستند، با دستان مبارك خود، عمامه خويش كه معروف به «سحاب» بود را بر سر نفس خود حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام بستند.
مراسم شگفت بيعت، سه روز ادامه يافت.
براي بانوان نيز فرصتي مناسب تعيين شد كه در خيمه بيعت حضور يابند. براي اين كار تشت بزرگي از آب آوردند و در وسط آن پردهاي زدند به طوري كه آن را به دو قسمت تقسيم كرده و آن سوي پرده ديده  نميشد.
آن گاه اميرالمؤمنين عليه السلام در يك سوي پرده نشست و دست مبارك را داخل آب گذاشت و زنان نيز در سوي ديگر پرده با قرار دادن دست خود در آب بيعت ميكردند و با گفتن «السلام عليك يا أميرالمؤمنين» و تبريك و تهنيت بيرون ميرفتند.
پيامبر صلي الله عليه و آله دستور بيعت را در مورد همسران خود مؤكد داشت، به خصوص آن كه همه همسران حضرت حاضر بودند.
بانوي بزرگ اسلام حضرت فاطمه زهرا عليها السلام نيز در اين بيعت حاضر شدند.  تكرار واقعه ي اصحاب فيل و ابرهه، اين بار در غدير! پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله عصر روز بيستم و آخرين روز بيعت، همراه اصحاب خود نشسته  بودند. ايشان كه در طول اين سه روز در هر فرصتي به باز گويي مناقب و فضائل اميرالمؤمنين عليه السلام ميپرداختند، در اين روز خطاب به اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود:
«در تو شباهتي به عيسي بن مريم وجود دارد. اگر اين گونه نبود كه گروههايي از امت درباره تو كلامي بگويند كه مسيحيان براي عيسي گفتند، درباره تو كلامي ميگفتم كه از كنار هر گروه از مردم كه عبور ميكردي خاك پاي تو را برداشته و به آن تبرك ميجستند».
منافقين با شنيدن اين كلام برآشفتند و هر كدام كلامي توهينآميز گفتند كه پيامبر صلي الله عليه و آله پاسخشان را داد.
در اين ميان حارث فهري برخاست و با زباني تند و جسورانه به پيامبر صلي الله عليه و آله گفت: «وقتي قرار شد تو رسول اللَّه باشي و علي جانشين تو باشد و فاطمه دخترت سيده زنان عالم و حسن و حسين سيد جوانان اهل بهشت باشند، پس براي قريش چيزي باقي نگذاشتهاي».
 پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: اين مقامات را من تعيين نكرده ام بلكه دستور خداوند است.
حارث دوباره گفت: اي محمد، ما را دعوت كردي كه «لا اله الا اللَّه» را قبول كنيم و ما هم پذيرفتيم. سپس از ما خواستي كه پيامبريت را پذيرا باشيم و پذيرفتيم در حالي كه قلبمان رضايت نميداد!! بعد دستور نماز، روزه، حج، خمس و زكات آوردي و ما انجام داديم. به همه اين ها اكتفا نكردي تا اين كه امروز پسر عمويت را منصوب نمودي و گفتي: من كنت مولاه فهذا علي مولاه. آيا واقعاً همه اين ها از طرف خدا بود.
پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: همه از طرف خدا به من وحي مي شود.
 حارث دوباره گفت: تو را به خدايي كه جز او خدايي نيست آيا حتماً از طرف خداست و از نزد خودت نيست؟!
حضرت فرمود: به خدايي كه جز او خدايي نيست همه اين ها از طرف خداست نه از پيش خودم و اين را سه بار تكرار فرمود.
حارث دوباره سخنان كفرآميزش را بر زبان راند. در اين حال پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: اي حارث، از خدا بترس و از آن چه درباره دشمني علي بن ابيطالبعليهما السلام بر زبان آوردي توبه كن. حارث سر به سوي آسمان بلند كرده گفت: «خدايا، اگر محمد در آن چه ميگويد صادق و راستگوست سنگي از آسمان بر ما ببار يا عذابي نازل كن كه انتقامي در اولين ما و نشانه اي بر آيندگان باشد، و اگر آن چه محمد ميگويد دروغ است عذابي بر او نازل كن».
 در اين هنگام آياتي بر پيامبر صلي الله عليه و آله نازل شد كه يكي از آن ها آيه شريفه 34 سوره انفال بود:
«وَ ما كانَ اللَّه ليُعذّبَهُم و أنتَ فِيهم وَ ما كانَ اللَّه مُعَذِّبهم و هُم يَستَغفرون»
«خدا آنان را عذاب نميكند در حالي كه تو در ميانشان باشي، و خدا آنان را عذاب نميكند در حالي كه استغفار كنند».
طبق اين آيه شريفه با حضور پيامبر صلي الله عليه و آله عذاب نازل نميشد، از اين رو حضرت به او فرمود: اي حارث! يا توبه كن و يا از پيش ما برو!
 حارث گفت: اي محمد، راه ديگر اين است كه براي قريش هم نصيبي در اين امر قرار دهي.
حضرت فرمود: اين مسئله در اختيار من نيست بلكه مربوط به خداوند تبارك و تعالي است.
حارث گفت: اگر اين گونه است اعلام ميكنم كه قلبم توبه را نميپذيرد، ولي از حضور تو ميروم. سپس برخاست و به سمت شترش رفت و سوار شده، حركت كرد.
در اين جا غدير وارد مباهلهاي شگفت شده و لازم بود دست الهي معجزهاي يادگار بنمايد كه براي همه منافقين در طول تاريخ درسي دندان شكن باشد.
همه ي مسلمانان ميديدند كه حارث در حال دور شدن است، ناگهان صحنهاي مشاهده كردند كه ياد ابرهه و اصحاب فيل را در ذهنها زنده كرد.
پرندهاي در آسمان ظاهر شد كه در منقارش سنگريزهاي اندازه عدس بود و آن را بر سر حارث رها كرد. آن سنگريزه از سر او وارد شده و طول بدنش را درنورديد و از انتهاي بدنش خارج شد. سپس ابر سياهي پديدار گشت و رعد و برقي زد و صاعقهاي به وجود آورد كه بر بدن حارث خورد و او را سوزانيد.
در اين هنگام جبرئيل نازل شد و آيات قرآني اين معجزه غدير را با خود آورد :
 «سَأل سائل بِعذابٍ واقعٍ، للكافرينَ ليس له دافِع، مِنَ اللَّه ذي المَعارج»
«طلب كرد درخواست كنندهاي عذاب واقع را، براي كافران كه قدرت دفع آن را ندارند، و اين از طرف خداوند بود».
اين گونه مراسم بيعت سه روزه پايان پذيرفت و براي هميشه در ذهن مسلمانان نقش بست. پس از آن پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله دستور حركت شبانه را صادر فرمود و كاروان همان شب حركت كرد.
 توطئه هرشاء هنوز منافقين از توطئه هاي خود باز ننشسته بودند و اين بار تا به آن جا پيش رفتند كه تصميم قتل رسول اللَّه صلي الله عليه و آله را گرفتند.
آن ها براي اين منظور قله كوه «هَرْشي» را برگزيدند، زيرا اين كوه گردنه ها و پرتگاه هاي خطرناكي داشت. آنان ميخواستند حضرت را در يكي از پرتگاه هاي كوه به پايين پرتاب كنند و يا با شمشير حمله كرده و ايشان را به قتل رسانند.
منافقين در گروه چهارده  نفري خود پيشاپيش قافله حركت كرده و در محل موعود - سربالايي قله هرشي - در ظلمت شب پشت صخره ها پنهان شده به كمين نشستند. آن ها ظرفه اي استوانه اي بزرگي پُر از سنگ و ريگ و شن را نيز همراه خود برده بودند تا براي رَماندن شتر پيامبر خدا صلي الله عليه و آله استفاده كنند.
حضرت همراه حُذيفه و عمار با شتري تندرو به سمت قله هرشي حركت كردند.
 هنگامي كه به نزديكي قله رسيدند جبرئيل نازل شد و پيامبر صلي الله عليه و آله را از نقشه قتل آگاه ساخت. ايشان نيز به حذيفه و عمار خبر داد و دستور داد تا با شمشيرهاي خود آماده باشند.
وقتي به قله كوه رسيدند منافقين ابتدا ظرفهاي پر از شن و سنگ را غلطاندند. ناگهان صداي مهيبي بلند شد و نزديك بود شتر حضرت رَم كند، ولي پيامبر صلي الله عليه و آله فرياد زد: «آرام بگير كه برتو مسئله اي نخواهد بود». او نيز به قدرت الهي با عربي فصيح كلامي گفت و آرام گرفت. پس از آن، منافقين كه در اين مرحله شكست خورده  بودند به طرف شتر حمله كردند. اين بار حذيفه و عمار با شمشيرهاي كشيده حمله كردند و با آنان درگير شدند.
منافقين كه گويا در يك لحظه نقشه خود را خنثي شده ديدند فرار را بر قرار ترجيح دادند و پشت سنگها پنهان شدند.
حذيفه از حضرت پرسيد: اينان چه كساني هستند؟ حضرت فرمود: منافقين در دنيا و آخرت. سپس پرسش و پاسخهايي بين حذيفه و حضرت صورت گرفت. در پايان پيامبر صلي الله عليه و آله براي اين كه شبهه اي از شناسايي آن افراد باقي نماند اشارهاي نموده و نوري تابيد و فضا را مانند روز روشن نمود. حذيفه و عمار تمامي آن چهارده نفر را ديدند و شناختند. پيامبر صلي الله عليه و آله كه مأمور بود با آن ها درگير نشود، زيرا در آن شرايط حساس فتنهاي ديگر به پا مي شد و مراسم غدير را خدشه دار ميكرد، از كنار آن ها صبورانه گذشت. براساس حديث حذيفه، 14 نفر از منافقين مي خواستند از ظملت شب استفاده كرده و با رماندن شتر پيامبر خدا صلي الله عليه و آله آن حضرت  را ترور كنند، كه موفق نشدند.
 حجة البلاغ بررسي جريان حج رسول گرامي اسلام در سال دهم هجري
و عيدالله الاكبر عيد سعيد غدير